ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
در این شعر
ماشین تحریر قدیمی
یادگار روزهای جنگ است
از افسری زخمی
که در یک روز آفتابی
نیمهجان
به خانه برمیگشت
و این تفنگ
یادگاری روزهای آرامش است
از دختربچهای که دریک روز برفی
برای من
تفنگی نقاشی کرد
بدون فشنگ
خالی
واهه آرمن
واهه آرمن
چشم هایم را می بستم
و می شمردم تا صد
برو
قایم شو
تو را از رد پاهایت بر ساحل
و از مسیر نگاه لاک پشت ها
پیدا می کردم
چشم هایم را می بندم
و می شمارم تا صد
برو
قایم شو
تو را از رد پاهایت بر دریا
و از مسیر نگاه دُرناها
پیدا خواهم کرد
# واهه آرمن
"واهه آرمن"
تا روزی که بود
بوی دستهای او را میدهند.