ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
مســافــری کــه صــراط مستقیــم اش،
از والضــالیــن آغــوش تــو،
ســر در مــی آورد،
نمــاز و دل،
هــر چــه شکستــه تــر،
بهتــر . . .
هومن شریفی
اگر از تو رو برگردانم
باز به من خواهی تابید
ای خورشید
برادر تاریکی!
از هیچ کس پوشیده نیست
وقتی غمگینم
باوقار ترم
حسین صفا
نمیدانم شعر چیست
و در اندیشه آن نبودم
که روزی پا بگذارم
در تودرتوهای پندار
نه...در اندیشهی آن نبودم
تا چون پلیسی
بدانم در ژرفای چشم ها چه میگذرد
من از اسرار گل بازجویی نمیکنم
و خویشتن راخسته نمیکنم
تا از سینه تاریخش را بپرسم
آیا عاقلانه است
که سینهای را بازخواست کنیم
که اتاق را پر از نغمه موسیقی میکند؟
پر از ضرباهنگ... و شوری گرم
این کیست؟
نمیدانم
در اعماق وجودم چه میگذرد
من اما از کوچ خویش خوشحالم
از جنون
به جنون
به جنون...
نزار قبانی
ماندن یا نماندن
سوال این نیست
آی که چشم های تو میگویند: بمان
می مانم
حتی اگر جهان را
بر شانه های خسته ی من آوار کرده باشی
-
((حسین منزوی))
این بار که آمدی
خودت را در چشمهایم بریز
شاید دیگر ندیدمت
قراری هم اگر بود
پای گهوارهی شعر هام
رضا کاظمی
هردرختی که بر زمین افتاد
هرچه گنجشک بود را پر داد
خون بهای درختان را باغ
از منِ بیگناه میگیرد...
حسین صفا
لیلی
چشمت خراج سلطنت شب را
از شاعران شرق طلب میکند
من آبروی حرمت عشقم
هشدار
تا به خاک نریزی
من آبروی عشقم
نصرت رحمانی
تو می روی و من
به سقوط هواپیما فکر می کنم
به زمین گرم
که جایی ست میان بازوهای من
سرزمینی
که جز تو
هیچکس در آن زنده نمی ماند
"منیره حسینی"
چشمانت کارناوال آتش بازیست!
یک روز در هر سال
برای تماشایش می روم
و باقی روزهایم را
وقف خاموش کردن آتشی می کنم
که زیر پوستم شعله می کشد!
از: نزار قبانی
بالای کوه
منتظر یکی از ما بودی!
من لاکپشت بودم
رقیبم خرگوش
و قصه اینبار
به آن پایان پندآمیز ختم نمیشد
یغما گلرویی