-
جنگ نا برابر
چهارشنبه 1 مهر 1405 00:44
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنیها رو، تو هم هرگز نپرسیدی شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری چه قصهی محقری، چه اول و چه آخری ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایهها هستیم سفر با تو چه زیبا بود،...
-
پریشانگرد
شنبه 21 شهریور 1405 00:37
دیگر اکنون دیری و دوری ست کاین پریشان مرد این پریشان پریشانگرد در پس زانوی حیرت مانده، خاموش است سخت بیزار از دل و دست و زبان بودن مهدی اخوان ثالث دیگر اکنون دیری و دوری ست کاین پریشان مرد این پریشان پریشانگرد در پس زانوی حیرت مانده، خاموش است سخت بیزار از دل و دست و زبان بودن جمله تن، چون در دریا، چشم پای تا سر، چون...
-
کوه
سهشنبه 17 شهریور 1405 11:24
سنگهای باهم میشوند یک کوه تنها علیرضا روشن
-
تلخی که هزار جان شیرین ارزد
دوشنبه 16 شهریور 1405 11:00
یک جام شراب صد دل و دین ارزد یک جرعهٔ می مملکت چین ارزد جز باده لعل نیست در روی زمین تلخی که هزار جان شیرین ارزد خیام
-
شب
شنبه 14 شهریور 1405 17:38
اینجاست که انتها از آغاز شب است با بهت دقیقه ها هم آواز شب است این واقعه را چگونه تعبیر کنم خورشید در آسمان ولی باز شب است ایرج زبردست
-
آهِ آینه
شنبه 14 شهریور 1405 17:30
او را ز گیسوان بلندش شناختند ای خاک این همان تن پاک است ؟ انسان همین خلاصه خاک است ؟ وقتی که شانه می زد انبوه گیسوان بلندش را تا دوردست آینه می راند اندیشه خیال پسندش را او با سلام صبح خندان گلی ز آینه می چید دستی به گیسوانش می برد شب را کنار می زد خورشید را در آینه می دید اندیشه بر آمدن روز بارانی از ستاره فرو می...
-
نیمه تاریک
سهشنبه 10 شهریور 1405 13:54
چه فرق میان شمع با خورشید وقتی که از هر چیز نیمهای در تاریکیست علیرضا روشن
-
خرمالو
یکشنبه 8 شهریور 1405 13:32
فصل عوض میشود جای آلو را خرمالو میگیرد جای دلتنگی را دلتنگی علیرضا روشن
-
قلم
جمعه 6 شهریور 1405 11:27
مشقم کن وقتی که عشق را زیبا بنویسی فرقی نمیکند که قلم از ساقههای نیلوفر باشد یا از پر کبوتر ... "حسین منزوی"
-
خیابان مهرگان
پنجشنبه 29 مرداد 1405 15:04
عصر آخرین روز سال از خیابان مهرگان میگذرد با پا روی پیراهن پدری به همراه آتش چیزی از اجاق خانه نمیداند و این قلم خواب رفته لای کتاب کتاب نیمهکاره و شبی که از پایکوبی ما برمیخیزد برای ادامهی زندگی لازم است آرش نصرتاللهی
-
چه خواب است این که بیداری نداره
سهشنبه 27 مرداد 1405 12:34
مه که یارم سر یاری نداره مه که دردم سبکباری نداره همه واجن که یارت خواب نازه چه خواب است این که بیداری نداره باباطاهر