-
چه خواب است این که بیداری نداره
سهشنبه 27 مرداد 1405 12:34
مه که یارم سر یاری نداره مه که دردم سبکباری نداره همه واجن که یارت خواب نازه چه خواب است این که بیداری نداره باباطاهر
-
صبوری
سهشنبه 27 مرداد 1405 12:29
غم عشقت بیابان پرورم کرد فراقت مرغ بی بال و پرم کرد به من گویی صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد باباطاهر
-
افسانهی شیرین
یکشنبه 25 مرداد 1405 16:22
شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم دیدی آن تُرکِ خَتا دشمن جان بود مرا گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم منزلِ مردمِ بیگانه چو شد خانهٔ چشم آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم شرحِ داغِ دلِ پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم غرقِ خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد خواندم...
-
باغ تماشا
شنبه 24 مرداد 1405 14:49
ای سلسله شوق تو بر پای نگاهم سرشار تمنای تو مینای نگاهم روی تو ز یک جلوهی آن حُسنِ خداداد صد رنگ گل آورده به صحرای نگاهم تو لحظهی سرشار بهاری که شکفتهست در باغ تماشای تو گلهای نگاهم بی روی تو چون ساغر بشکسته تراود موج غم و حسرت ز سراپای نگاهم تا چند تغافل کنی ای چشم فسونکار زین راز که خفتهست به دنیای نگاهم...
-
پرچم آبی
پنجشنبه 22 مرداد 1405 00:44
حالا اگر پرچمی ندارم باد بادبادکم را برداشتهاست آن وقتها که به آبی آویزان از بند رخت میگفتم آسمان آرش نصرتالهی
-
جوانی هم بهاری بود و بگذشت
چهارشنبه 14 مرداد 1405 14:03
بهار آیو به صحرا و در و دشت جوانی هم بهاری بود و بگذشت سر قبر جوانان لاله رویه دمی که گلرخان آیند به گلگشت باباطاهر
-
چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی
چهارشنبه 14 مرداد 1405 13:44
چه خوش بی مهربانی هردوسر بی که یکسر مهربانی دردسر بی اگر مجنون دلِ شوریدهای داشت دلِ لیلی از آن شوریده تر بی باباطاهر
-
آلاله
شنبه 10 مرداد 1405 16:08
دلم میل گل باغِ تو داره درونِ سینهام داغِ تو داره بشُم آلاله زاران لاله چینم ونیم آلاله هم داغ تو داره باباطاهر
-
هزار اسماییل
شنبه 10 مرداد 1405 16:03
من بی تو صدای عصمت هابیلم دور ار حسد و شقاوت قابیلم پیغمبر سر نهاده بر شانه ی وحی خنجر بکشی هزار اسماعیلم ایرج زبردست
-
بلیط
جمعه 9 مرداد 1405 22:08
میخواهم از این شکسته بالی بروم آهسته شبی از این حوالی بروم اکنون که بلیط مرگ در دست من است با زندگی-این قطار خالی-بروم جلیل صفربیگی
-
سرگشتگی
دوشنبه 5 مرداد 1405 00:38
در حجم سیاه باورم می گردم همراه منِ دربدرم می گردم سرگشتگی ام چه بر سرم آورده ست سر بر تن و دنبالِ سرم می گردم ایرج زبردست