ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
از آسمان می افتم
سقوط تکه ابریست
که دست بر پیراهنم می ساید
ترس قطره اشکی ست
که نمی ریزد
قصه ی گندم به تکرار نان می رسد
قصه ی آدم به پایان مرگ...
"روشنک آرامش"
تاوان تو را می دهم
تو
زیباترین گناه من بودی
هر بار که حلقه را تنگ تر می کنی
مرگ شیرین تر می شود
این برزخ
از لحظه های دلواپسی لبریز است
آخرین تیر ترکش تویی
از کمان رها شو
می خواهم زیبا بمیرم.
"روشنک آرامش"
همه ی خواب های عمیقم را بر می دارم
- حتی کودکانه ترینشان را از دورترین سالهای زندگی ام -
به بال نسیم می بندم
به ایوان بیا
و همه ی خواب های مرا نفس بکش
عزیز بی نیاز من!
این همه ی بضاعت من است
برای خستگی چشم های تو!
"روشنک آرامش"