ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
برای تن شستنات
خزینهای ساختهام
در چالهی پشت دلم
از صادقانه ترین اشک ها
سرد بود
اشک تازهای بخواه!
کیکاووس یاکیده
مردم از جنس تو می پرسند
میگویم از جنس بغض من است
دندان های سفیدشان
افق نگاهم را
پر میکند
کیکاووس یاکیده
آدم ها
قطار ها
روی ریل حرکت میکنند
عاشق می شوند
فاجعه
آغاز میشود
کیکاووس یاکیده
بانو و آخرین کولی سایه فروش
چقدر دزدیدن نگاه
از چشمان تو
لذت بخش است
گویی
تیله ای
از چشمم به دلم می افتد
بانو
با مردی که تیله های
بسیار دارد
می آیی؟
کیکاووس یاکیده
از کتاب: بانو و آخرین کولی سایه فروش
از ستاره ها بادبادک ساختم
یا
از بادبادک ها ستاره
نمى دانم!
چشمان تو پر از بادبادک و ستاره بود.
هر که را از دور می بینم
گلویم خشک می شود
می ترسم نکند این بار
اشتباه نگرفته باشم
بانو!
من به دنبال تو می آیم
تو هم از من بگریز
بگذار دیرتر بمیرم…
"کیکاووس یاکیده"
در پیاله ای
به رنگ چشمان تو
غرق خواهم شد.
فردا
در ساحل پیالهی خواب
ریشه خواهم داد.
تو خواهم بود...!
از: کیکاووس یاکیده