| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |

رنگ سرخ
میتواند بنشیند بر درخت انار
لبهای تو
یا پیراهن پارهپارهی یک سرباز
هیچ اتفاقی نمیافتد
ما
عادت داریم
ندیدهای؟!
همان انگشت که ماه را نشان میداد
ماشه را کشید
ندیدهای؟!
که از تمام آدم برفیها
تنها
لکهای آب مانده بر زمین
دود فقط نامهای مختلفی دارد
وگرنه سیگار من و خانههای خرمشهر
هر دو به آسمان رفتند...
غروب را قدم زدهام
صبح زود را گذاشتهام برای مردن
و باد
که فکر میکردیم
تنها از دو سویمان میگذرد
عقربه را تکان داد و
ما پیر شدیم
باد
رفتن بود
زندگی
رفتن بود
آمدن
رفتن بود
انسان و ابر
در هزار شکل میگذرند...
گروس عبدالملکیان
آفتاب تکیه داده به شانه ات
آینده به اِتکای خنده ات پیشِ روم ایستاده
آنچه در تو
نشانِ ماندن در من است
خلاصه شده در سه حرف
عشق ..
وَ تمام ...
"سیدمحمد مرکبیان"