رد پای شعر

رد پای شعر

پشت هر غصه من رد پایی از تو هست
رد پای شعر

رد پای شعر

پشت هر غصه من رد پایی از تو هست

گلدان‌ها

گلدان‌های کوچک پشت پنجره‌ها

خلاصه تمام باغ‌هایی‌ست

که کُشتیم

در خود


هیوا مسیح

شنزار

خسته بر شنزار سینه ات،

خم می شوم

این کودک از زمان تولد تاکنون،

نخوابیده است!


 

"نزار قبانی"

گیلاس آباد!

حالا که آمده ای

باز هم به گیلاس آباد می رویم

به آن باغبان بگو نگران نباشد

ما گیلاس ها را نمی چینیم

ما فقط با گیلاس ها حرف می زنیم!


"محمدرضا عبدالملکیان"

تندیس

تو را دوست می دارم

به سان کودکی

که آغوش گشوده ی مادر را!

شمع بی شعله ای که جرقه را!

نرگسی که آینه ی بی زنگار چشمه را!


تو را دوست می دارم

به سان تندیس میدانی بزرگ،

که نشستن گنجشک کوچکی را بر شانه اش

و محکومی

که سپیده ی انجام را!


تو را دوست می دارم!

به سان کارگری

که استواری روز را،

تا در سایه ی دیوار دست ساز خویش

قیلوله کند!


"یغما گلرویی"

دهان زندانی

منم که کفش هایت راجفت کرده ام

دستت را گرفته ام

و از خیابان عبور داده ام

گاهی پرنده بوده ام و گاهی ببر

و گاه مورچه از سر ناخوشی

با این همه خوب که فکر می کنم

سالهاست دهانت را

با دهان یک زندانی بوسیده ام.


غلامرضا بروسان

نام دیگر شکستن


بلوغ نامِ دیگرِ شکستن بود

نام دیگر مرگ یک کودک در ازدحام خیابان

بلوغ نام دیگر دست‌های گره کرده بود در جیب

بلوغ نام دیگر چشم‌های دوخته شده بود بر در

همیشه بارانی، همیشه منتظر...


فاطمه نادریان

میخانه کشف من است

هزار سال با کم و بیش پیش تر از آن که تو آمریکا را کشف کنی

من میخانه را کشف کرده بودم

می دانستم که بی گمان می آیند و می کشند و تاراج می کنند و نمی روند

دویست سال پیش از آمدنشان هم کوزه را کشف کرده بودم

چون من یقین داشتم که حاصل پیوند تیغ و دروج

نعطل کامل من است و من گریز گاهی نخواهم داشت

جز میخانه... 


منوچهر آتشی

ادامه مطلب ...