-
دیری است دلم در به در و خانه به خانه
پنجشنبه 10 خرداد 1397 15:03
دیری است دلم در به در و خانه به خانه تا کی، به که یابد ز تو ای عشق نشانه دانی که چه ئی از پس این در به دری ها؟ خواب سحری در پی کابوس شبانه از خون دلم بر ورق جان کلماتی است پیکی که دلم سوی تو کرده است روانه با شور تو، خون می زند از سینه برونم چون ساقه که بشکافدش از پوست، جوانه خواهم که چو ققنوس بسوزم به لهیبت چون میکشی...
-
گنجشک
چهارشنبه 9 خرداد 1397 22:30
به تو گفتم: «گنجشک کوچک من باش تا در بهار تو من درختی پرشکوفه شوم». و برف آب شد، شکوفه رقصید، آفتاب درآمد . من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم من به خوبی ها نگاه کردم چرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست، بزرگ ترین اقرارهاست . من به اقرارهایم نگاه کردم سال بد رفت و من زنده شدم تو لبخندی زدی و من برخاستم دلم می خواهد خوب...
-
تشنه ی روی تو ام
چهارشنبه 9 خرداد 1397 22:19
ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب تافتهام از غمت، روی ز من بر متاب زنده به بوی توام، بوی ز من وامگیر تشنهٔ روی توام، باز مدار از من آب "عراقی"
-
تندیس
چهارشنبه 9 خرداد 1397 22:11
ز این همه ماه که در آسمانت ریخته است مگر که سه آفتاب به هم فشرده از پس زیبایی هایت برآیند . چشمانت دو رودخانه ی تشنه اند که از پس نیزارهایش محموله ی ممنوعی حمل می شود . از این همه برف که دندانت را سفید کرده است چه برف گرانی آسمان به زمستان مدیون است. دستهایت شکل و شمایل بخشیدناند گوشات دو نقشه پیچاپیچ برای پنهان...
-
دگران
چهارشنبه 9 خرداد 1397 22:10
ای که نزدیکتر از جانی و پنهان ز نگه... هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران... "اقبال لاهوری"
-
شب نیست
چهارشنبه 9 خرداد 1397 18:41
شب نیست که در فراق رویت زاری به فلک نمیرسانم آخر نه من و تو دوست بودیم عهد تو شکست و من همانم. "سعدی"
-
اما عشق
یکشنبه 6 خرداد 1397 09:47
زندگی سرد بود اما عشق می توانست کارگر باشد! می توان قطب را جهنم کرد پای دل در میان اگر باشد..! ((علیرضا آذر))
-
بانوی من
یکشنبه 6 خرداد 1397 09:42
بانوی من اگر دست من بود سالی برای تو میساختم که روزهایش را هرطور دلت خواست کنار هم بچینی به هفتههایش تکیه بدهی و آفتاب بگیری ! و هرطور دلت خواست بر ساحل ماههای آن بدوی . بانوی من اگر دست من بود برایت پایتختی در گوشهی زمان میساختم که ساعتهای شنی و خورشیدی در آن کار نکنند مگر آنگاه که دست های کوچک تو در دستان من...
-
ماه خندید که من چشم به خود دوخته ام
یکشنبه 6 خرداد 1397 00:32
نه دل آزرده ، نه دلتنگ ، نه دلسوخته ام یعنی از عمر گران هیچ نیندوخته ام پاسخ ساده من سخت تر از پرسش توست عشق درسی است که من نیز نیاموخته ام روسیاه محک عشق شدن نزدیک است سکه قلب زیانی است که نفروخته ام برکه ای گفت به خود ، ماه به من خیره شده است ماه خندید که من چشم به خود دوخته ام شده ام ابر که با گریه فرو بنشانم آتش...
-
بیچاره ی تو
یکشنبه 6 خرداد 1397 00:17
-
پی دود برو
چهارشنبه 2 خرداد 1397 16:40
آتش معرکه بالاست پی دود برو هر کجا حضرت دادار که فرمود برو در پی گنگ ترین حلقه ی مفقود برو تو که رفتی پی تاب و تپش رود برو به قدم های اسیر لجنم فکر نکن ... "علیرضا آذر"