رد پای شعر

رد پای شعر

پشت هر غصه من رد پایی از تو هست
رد پای شعر

رد پای شعر

پشت هر غصه من رد پایی از تو هست

To spring


THOU with dewy locks, who lookest down

Through the clear windows of the morning, turn

Thine angel eyes upon our western isle,

Which in full choir hails thy approach, O Spring!


The hills tell one another, and the listening

Valleys hear; all our longing eyes are turn'd

Up to thy bright pavilions: issue forth

And let thy holy feet visit our clime!


Come o'er the eastern hills, and let our winds

Kiss thy perfumèd garments; let us taste

Thy morn and evening breath; scatter thy pearls

Upon our lovesick land that mourns for thee.


by: William Blake


ای کسی که با حلقه‌های گیسوی نم‌دار 

از پنجره‌های زلال صبح 

به پایین می‌نگری 

چشم‌های فرشته‌گونت را برگردان

به سوی جزیره‌های غربی ما

که سرایندگان رگبار 

قدوم تورا نوید می‌دهد، ای بهار


تپه‌ها با یکدیگر سخن می‌گویند 

و دره‌ها گوش فرا می‌دهند 

و همه دیدگان تمناگر ما، به بالا 

به سرای روشن تو دوخته شده‌است

جلوه کن! 

و بگذار که پاهای مقدست با سرزمین‌های ما

دیدار کند


به سوی پشته‌های شرقی بیا 

و اجازه بده که باد‌های ما 

بر پیراهن عطرآگین تو بوسه زند

به ما اجازه بده

تا نفس های سحرگاهی و عصرگاهی تورا بچشیم

و بیفشان مروارید‌هایت را

بر روی سرزمین‌های دلباخته‌ی ما

که به‌یاد تو اشک میریزد


شعر از: ویلیام بلیک

برگردان:فاطمه نادریان