رد پای شعر

رد پای شعر

پشت هر غصه من رد پایی از تو هست
رد پای شعر

رد پای شعر

پشت هر غصه من رد پایی از تو هست

مرگ

من مرگ را دیده ام 

که دامنی بلند به تن داشت

چند النگوی طلایی در دستهای سیاه و برهنه اش می درخشید

 تو در خیابانی پر از خون

 با او تانگو می رقصیدی

می چرخید

می خندیدی 

 من نگران این بودم

مبادا سرما بخوری

و کسی نباشد که شالش را دور گردنت بیندازد...


#دنیا_غلامی

@bestpoems404