-
در بهشت باید سوخت
جمعه 2 تیر 1396 13:12
گر مرا بی تو در بهــــــــشت برند دیده از دیدنش بخواهم دوخــت کاین چنینم خــــــدای وعده نکرد که مرا در بهشت باید ســـــوخت
-
درد های یک دریا
چهارشنبه 31 خرداد 1396 01:50
خورشیدم جدا شد از آغوشم تا جلوه کند تا طلوع کند در آسمانی تهی غمگینم من با چشم های خود دیدم چگونه لکه ای ابر می پوشاند همه جلوه هایش را غمگینم و میدانم آرام یا طوفانی فرقی نیست نمیرسد هرگذ دست موج های من به خورشیدم خورشیدم تا همیشه جدا شد. از آغوشم غمگینم و نمیدانم کجای این طلوع بی غروب زیبا بود
-
زندگانی
چهارشنبه 31 خرداد 1396 00:42
زندگانیــــــ چیســت ؟ لفظ مهمـــلی گر بماند خالی از معنای تــــــو
-
آرزو های امروزم
دوشنبه 29 خرداد 1396 22:46
چه دردی دارد وقتی به خودت بیایی و ببینی خاطرات دیروزت آرزو های امروز توست
-
بمان
دوشنبه 29 خرداد 1396 20:36
بیا، بمان؛ دوستم نداشتی هم خیالی نیست! من به اندازه ی جفتمان دوستت دارم حامد نیازی (نامه های سوخته )
-
غلط کردم
دوشنبه 29 خرداد 1396 19:17
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط همچو وحشی رفت جانم درهوایش...
-
مرداب
جمعه 26 خرداد 1396 12:51
ای خوشا آمدن از. سنگ برون سر خود را به سر سنگ زدن گر بود دشت گذشتن هموار ور بوده درخ سرازیر شدن ای خوشا زیر و زبرها دیدین راه پر بیم و بلا پیمودن روز و شب رفتن و رفتن شب و روز جلوه گاه ابدیت بودن عمر « من » اما چون مردابی ست راکد و ساکت و آرام و خموش نه در او نعره زند مجو و شتاب نه از او شعله کشد خشم و خروش
-
هزار خورشید
جمعه 19 خرداد 1396 12:23
از لطف تو هیچ بنده نومید نشد مقبول تو جز مقبل جاوید نشد مهرت بکدام ذره پیوست دمی کان ذره به از هزار خورشید نشد ابوسعید ابوالخیر
-
دست خط
شنبه 13 خرداد 1396 22:51
فرقی نمی کند چه برایم نوشته دوست دشنام داده است ولی دست خط اوست فاضل نظری
-
فریادرس
جمعه 12 خرداد 1396 00:13
مقصود دل عاشق شیدا همه او دان مطلوب دل وامق و عذرا همه او دان بینایی هر دیدهٔ بینا همه او بین زیبایی هر چهرهٔ زیبا همه او دان یاری ده محنت زده مشناس جز او کس فریادرس بیکس تنها همه او دان در سینهٔ هر غمزده پنهان همه او بین در دیدهٔ هر دلشده پیدا همه او دان هر چیز که دانی جز از او، دان که همه اوست یا هیچ مدان در دو...
-
ابریشم سیاه
دوشنبه 8 خرداد 1396 18:35
ابریشم سیاه دو چشمت یاد آور شبی زمستانی است من بی ردا بدون وحشت دشنه شادمانه خواب می رفتم ابریشم سیاه دو چشمت خانه ی من است آن خانه ای که در آن خواب می روم و می میرم. "خسرو گلسرخی"