-
عطر ناب
دوشنبه 26 تیر 1396 00:53
با نگاهت باز شعر بی حساب آورده ای نم نمک با گیسوانت عطرِ ناب آورده ای آسمان را دیدم و امشب ندیدم ماه را با سر مویت به روی مه نقاب آورده ای؟ خنده ی مستانه ات پر کرده امشب خانه را سخت مستم کرده ای با خود شراب آورده ای؟ آسمان سینه ام مهتاب را گم کرده است در دل شب با حضورت آفتاب آورده ای با تو من حالی به حالی میشوم دیوانه...
-
سخت ترین زلزله ها
پنجشنبه 22 تیر 1396 00:26
گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را تا زودتر از واقعه گویم گله ها را چون آینه پیش تو نشستم که ببینی در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را پر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست از بس که گره زد به گره حوصله ها را ما تلخیِ "نه" گفتنمان را که شنیدیم وقت است بنوشیم از این پس "بله" ها را بگذار ببینیم بر این جغد...
-
بیرون بیا امشب
پنجشنبه 22 تیر 1396 00:16
از خانه بیرون میزنم ، اما کجا امشب ؟ شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشب پشت ستون سایهها ، روی درخت شب میجویم اما نیستی در هیچ جا امشب میدانم آری نیستی ، اما نمیدانم بیهوده میگردم بدنبالت چرا امشب ؟ هرشب تو را بیجستجو مییافتم اما نگذاشت بیخوابی بدست آرم تو را امشب ها ... سایهای دیدم ، شبیهت نیست ، اما حیف...
-
هم نفسی نیست
سهشنبه 20 تیر 1396 23:07
این زندگی غمزده غیر از قفسی نیست تنها نفسی هست ولی هم نفسی نیست این قدر نپرسید کجا رفت و کی آمد اشعار پراکنده ی من مال کسی نیست مریم حیدر زاده
-
گلم گر نیستی خارم چرایی
دوشنبه 19 تیر 1396 14:26
فلـــک در قصــــد آزارم چــــــــرائی گلم گر نیستی خـــارم چـــــــرائی تــــو کــــه باری ز دوشـم بر نداری میـــــان بار ســـــــربارم چــــــرایی بابا طاهر
-
پاکیزه شود طینت هر روز نمازم
دوشنبه 19 تیر 1396 14:15
جز روی تو من با صنمی غیر نسازم زین اتش دل یکسره در سوز و گدازم زان قوت عشق تو مگر بار خدایا پاکیزه شود طینت هر روز نمازم... رشید صید مرادی
-
+++
دوشنبه 19 تیر 1396 02:06
-
دو ساعت بعد دفنم
یکشنبه 18 تیر 1396 01:34
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم حال اگر چه هیچ نذری عهده دارِوصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! ساده از «من بی تو می...
-
حادثه
یکشنبه 18 تیر 1396 01:06
بیا ببین که مرگ هم حریف ما نمی شود ببین که قامت من از حادثه تا نمی شود تو نیستی خدای من، من و تو هر دو بنده ایم فریب سروری مخور، بنده، خدا نمی شود هزار تیر حادثه، کمین گرفته در کمان ولی اگر نخواهد او، یکی رها نمی شود وعده ی خوشبختی من، به خواب مانده تا ابد گناه زنده بودنم که بی جزا نمی شود همیشه مرگ قصه ها، مرثیه ساز...
-
غروب جمعه
شنبه 17 تیر 1396 01:45
تمامِ روزهای هفته سر در گم ام غروب جمعه که می شود سر از دل تنگی در می آورم! نسترن وثوقی
-
هیچ
شنبه 10 تیر 1396 15:29
بنگر ز جهان، چه طَرْف بربستم؟ هیچ وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ شمع طربم ولی چو بنشستم، هیچ من جام جمم ولی چو بشکستم، هیچ. خیام