-
آرزوی محال
دوشنبه 27 اسفند 1397 03:02
تــآ هَـــــیآهــوےِ رِیــــل مـی آمـد مــیدَویـــدَم تُـــــو رآ نِگَــــــهـ دآرَم حـــــآل و روزَم مَگَــــــر چِقَـــدر اَبـــــری اَسـت کِـهـ پَــس اَز هَـر قَـطــآر مــی بــآرَم دَرتَـمــــآم قَطــــآرهــآ مُــــردَم زِنــــدِگــــی دَر خیـــآل یَعــنی ایــن آخَـــریــــن کــوپِهـ هَـــم تُـــو رآ کَــم دآشــت...
-
کاش می دیدم چیست
شنبه 25 اسفند 1397 02:09
کاش می دیدم چیست آنچه از عمق تو تا عمق وجودم جاریست آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی بال مژگان بلندت را می خوابانی آه وقتی که تو چشمانت آن جام لبالب از جان دارو را سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی موج موسیقی عشق از دلم می گذرد روح گلرنگ شراب در تنم می گردد دست ویران گر شوق پر پرم میکند ای غنچه رنگین پر پر.......
-
چرا محو تماشای منی
شنبه 25 اسفند 1397 02:02
-
اتاق
چهارشنبه 1 اسفند 1397 13:51
دانلود دکلمه ی زیبای علیرضا آذر به نام اتاق برای دانلود اینجا کلیک کنید دل به دریای هر چه بادا باد ... قایقم را به بادها دادم ناگزیر از گریز از ماندن ... توی شیبِ مسیر افتادم بادبادن پاره،عرشه بیسکان ... قایقم رفت و قبلِ ساحل مُرد پیکرش داشت وقتِ جان کندن ... روی گِلها تلو تلو میخورد دستم از هر چه هست کوتاه است ......
-
هنگام که گریه می دهد ساز
جمعه 19 بهمن 1397 21:41
هنگام که گریه می دهد ساز این دود سرشت ابر بر پشت هنگام که نیل چشم دریا از خشم به روی می زند مشت زان دیر سفر که رفت از من غمزه زن و عشوه ساز داده دارم به بهانه های مانوس تصویری از او بر گشاده لیکن چه گریستن چه طوفان؟ خاموش شبی است هر چه تنهاست مردی در راه می زند نی و آواش فسرده بر می آید تنهای دگر منم که چشمم طوفان...
-
شبیه ریل
پنجشنبه 18 بهمن 1397 20:42
-
ای دریغا
پنجشنبه 18 بهمن 1397 20:38
ای دریغا که پس از آن همه جان بازی ها بر سر کوی تو بی نام و نشانیم هنوز "ادیب نیشابوری"
-
مادر
پنجشنبه 11 بهمن 1397 19:24
پــا به پــای غــم من پیـــر شــد و حــرف نـزد...!!! داغ دیــد از مـن و تبخــیر شــد و حــرف نـزد...!!! شـب به شـب منـتظـرم بود و دلش پر آشـوب..!!! شـب بـه شــب آمــدنـم دیــر شـد و حــرف نـزد.!!! *غصــه میخــورد کــه مـن حــال خــرابــی دارم...!!! از همـین غصــه ی مــن سیـــر شــد و حـرف نـزد!!! *وای از آن لحـظه کــه...
-
بود و نیست
چهارشنبه 10 بهمن 1397 12:41
چشمهایت خیمه گاهم بود و نیست بازوانت تکیه گاهم بود و نیست دل به درگاه تو روی آورده بود عشق تو پشت و پناهم بود و نیست خاک پایت سرمه ی چشمان من چشم تو سوی نگاهم بود و نیست کوچه گرد شام غم بود این دلم روی تو مهتابِ ماهم بود و نیست برق چشمانت شرر می زد به دل شمع شب های سیاهم بود و نیست لا ابالی بودم و مسحور عشق مستی ام...
-
ثریا
چهارشنبه 10 بهمن 1397 11:54
به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را چه شعبده است که در چشمکان آبی تو نهفته اند شب ماهتاب دریا را تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن که چشم مانده به ره آهوان صحرا را به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند چه جای عشوه...
-
این.خاصیت بغض به جا مانده از عشق است
چهارشنبه 10 بهمن 1397 11:49