-
هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز
شنبه 28 اردیبهشت 1398 18:14
باش تا جان برود در طلب جانانم که به کاری به از این بازنیاید جانم هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز صبرم از دوست مفرمای که من نتوانم. "سعدی"
-
اهسته چها کردی
جمعه 20 اردیبهشت 1398 19:33
-
پر کن قدح باده
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 00:26
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه پر کن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه "خیام"
-
آن لاله ز خون شهریاری بوده است
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 00:22
در هر دشتی که لاله زاری بوده است آن لاله ز خون شهریاری بوده است چو برگ بنفشه کز زمین می روید خالیست که بر رخ نگاری بوده است. "خیام"
-
ولی جانی نیست
جمعه 30 فروردین 1398 18:04
گفتی نیست ولی بی تو کماکان در من نفسی هست، دلی هست، ولی جانی نیست! محمد عزیزی
-
تو چون امواج در ساحل شکستی.
چهارشنبه 28 فروردین 1398 15:06
به یادت هست آن شب را که تنها به بزمی ساده مهمان تو بودم؟ تو میخواندی که: دل دریا کن ای دوست من اما غرق چشمان تو بودم؟ تو میگفتی که: پروا کن صد افسوس مرا پروای نام و ننگ رفته است من آن ساحلنشین سنگم چه دانی چهها بر سینه این سنگ رفته است مکش دریا به خون خواندی و خاموش تمناگر کنار من نشستی چو ساحلها گشودم بازوان را...
-
ما را تاب نیست..
جمعه 23 فروردین 1398 02:42
گرتو را با ما، تعلق نیست؛ ما را شوق هست ور تو را بی ما، صبوری هست؛ ما را تاب نیست... رهی معیری
-
از کاسه تمام صبرها می بارند
پنجشنبه 22 فروردین 1398 12:03
با بغضِ شکسته ابرها می بارند آهسته به روی قبرها می بارند ماندن دگر آرزوی آدم ها نیست از کاسه تمام صبرها می بارند #م. مزیدی#
-
سیطره ی سیب حواست
پنجشنبه 22 فروردین 1398 11:58
مرگ سیطره ی سیب حواست بر سپیدی دندانی که کرم زمان خورده باشدش لرزش انگشت خیال است در پس موج یک پیراهن و قدم های یک پا که جا مانده بر مین برای رسیدن به خانه و یا چشمی که منتظر به راه است بی تپش یک پلک
-
باری که از روی دوش مان برداشته شد بال هایمان بود
پنجشنبه 22 فروردین 1398 11:56
سبک تر شدیم اما بالاتر نرفتیم دیگر باری که از روی دوش مان برداشته شد بال هایمان بود #گلاره جمشیدی ;
-
خاطرت
سهشنبه 20 فروردین 1398 01:40
خواهِشَم شُد یک شَبی اَز دِل بِرانَم خاطِرَت... پاک کَردَم مَن تَمامِ خاطِرَم جــُــز خاطِرَت...