-
دل خوشم....
چهارشنبه 31 مرداد 1397 13:00
-
گم کرده ام
چهارشنبه 31 مرداد 1397 12:56
من تمام خنده های جهان را گم کرده ام، پر شده ام از این همه تاریکی... حالا تو هی از باران و کوچه های خیس شعر به من بگو از سیب و هوس، و من پشت می کنم به هر چه لبخند است به هر چه آفتاب... رو می کنم به شب، به تمام بغضی که راه نفسم را بند می آورد... من هوا کم می آورم... عشق من، چیزی نگو؛ فقط بیا...
-
کافی ست
چهارشنبه 24 مرداد 1397 14:26
من همین قدر که با حال وهوایت گه گاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا، خوبترینم! کافی ست
-
شب جدا میگذرد، شعر جدا میگذرد
چهارشنبه 24 مرداد 1397 14:22
باد یک آه بلند است که گاهی دم عصر نرم می آید و از بغض خدا می گذرد بوی آویشن کوهیست که می آید یا باد از خرمن موهای "رهــا" میگذرد؟ زنده رودیست پریشان، وسط پیچ و خمش شب جدا میگذرد، شعر جدا میگذرد چند قرنیست که یلدای من کهنه چنار به غزل خوانی چشمان شما میگذرد باد می آید و رخساره برافروخته است شاید از کوچه...
-
دیوار
چهارشنبه 24 مرداد 1397 11:06
دروغ دیواری است که هر روز صبح آجرهایش را می چینی بنای بی حواس من! در را فراموش کرده ای گروس عبدالملکیان
-
مهم من بودم
چهارشنبه 24 مرداد 1397 11:03
می خواستم بمانم رفتم می خواستم بروم ماندم نه رفتن مهم بود و نه ماندن مهم من بودم که نبودم... گروس عبدالملکیان
-
بعضی گرگ ها
سهشنبه 23 مرداد 1397 00:35
بعضی گرگ ها با لباس فرشته می آیند بعضی دردها آدم را به مرگ می کشانند نمی دانم شاید هنوز شب ها چشم هایت بی خبر از تو این شعرها را می خوانند خوب نگاه کن ببین مرا می شناسی؟ این چشم های سرخ آیا همانند؟ بعضی داغ ها تا ابد جایشان می مانند... "دنیا غلامی"
-
مرا آتش صدا کن
سهشنبه 23 مرداد 1397 00:33
مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطشهایت مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت مرا رودی بدان و یاریام کن تا درآویزم به شوق جذبهوارت تا فرو ریزم به دریایت کمک کن یک شبح باشم مهآلود و گم اندر گم کنار سایهی قندیلها در غار رؤیایت خیالی ، وعدهای ،وهمی ،...
-
این روز ها
جمعه 19 مرداد 1397 16:37
این روزها تشنه ی شنیدنم مدام ...! بعضی صدا ها را می نوشم انگار مثل صدای باران مثل صدای دریا و صدای تو ... که ماورای تمام پژواک های زمینی ست
-
وقتی از چشم تو افتادم
جمعه 19 مرداد 1397 16:25
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه، هی "من عاشقت هستم" شکست بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم می زنند دل به هر آیینه، هر آیینه ایی بستم شکست عشق زانو...
-
بادبادک
جمعه 12 مرداد 1397 12:46
از ستاره ها بادبادک ساختم یا از بادبادک ها ستاره نمى دانم! چشمان تو پر از بادبادک و ستاره بود. کیکاووس یاکیده