-
زوزه های شهر.
پنجشنبه 22 شهریور 1397 13:35
حالا کجا با این همه تندی من هر چه کردم با خودم کردم جان دلم امروز با من باش بنشین برایت چای دم کردم می گفتم و می گفتم و گفتم نشنیدی و نشنیدم و گم شد سوز دلم در زوزه های شهر کلت کمی از کل مردم شد...
-
جاده خالی ست ولی
دوشنبه 19 شهریور 1397 18:17
جاده ،خالی است ولی می شنوی؟ آه!با من، بامن پای سنگین کسی همسفر است ای در بسته ی گمگشته کلید گوش بر روزنه ات دوخته ام تا مگر راه به سوی تو برم مشعل از چشم خود افروخته ام جامه دان سفر دور به دست در تب تند عطش سوخته ام ای در بسته! جواب تو کجاست؟ راستی ، ای دم طوفانی صبح آفتاب تو کجاست؟ نادر نادرپور
-
گفتی...
جمعه 16 شهریور 1397 14:11
گفتی چه کسی؟ در چه خیالی ؟ به کجایی ؟ بیتاب توام ، محو توام ، خانه خرابم ... بیدل دهلوی
-
مثل باران بهاری
جمعه 16 شهریور 1397 14:04
مثل باران بهاری که نمی گوید کی ، بی خبر در بزن و سرزده از راه برس... "حسین منزوی"
-
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
جمعه 16 شهریور 1397 14:01
هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد روزی اندر خاکت افتم ور به بادم میرود سر کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد "سعدی"
-
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جمعه 16 شهریور 1397 13:53
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت . " حافظ "
-
نیست نشان زندگی
جمعه 16 شهریور 1397 13:49
-
فریب جنگ
جمعه 16 شهریور 1397 13:41
ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم تا درخت دوستی کی بَر دهد حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتیم شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشت ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم گلبن حسنت نه خود شد دلفروز ما دم همت بر او بگماشتیم نکتهها رفت و شکایت کس نکرد جانب حرمت فرونگذاشتیم گفت...
-
دلتنگی
جمعه 16 شهریور 1397 13:36
دلتنگی؛ آخرین جادویی بود که در اولین دیدار بر چشمانم نشست و اولین کلامی بود که در آخرین ثانیه های با تو بودن بر دستانم جاری شد. آری از تقدیر نه گزیری هست و نه گریزی! "زهره طغیانی"
-
بیا
سهشنبه 6 شهریور 1397 12:22
بیا این بشریّت را فراموش کنیم و در انحصار سبز یگانگی ارواح بی گناه خویش را از اسارت خاک بتکانیم ما می توانیم همچون دو پ رنده باشیم و در کنار هم پرواز را تا ماورای جاذبه ی دنیا ادامه دهیم و در حجمی از نور و گیاه حقیقت عشق را با بوسه ای طولانی به ثبوت برسانیم.
-
خوش تر است
چهارشنبه 31 مرداد 1397 13:01
آتش عشق تو در جان خوش تر است جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است هر که خورد از جام عشقت قطرهای تا قیامت مست و حیران خوشتر است تا تو پیدا آمدی پنهان شدم زانکه با معشوق پنهان خوشتر است درد عشق تو که جان میسوزدم گر همه زهر است از جان خوشتر است درد بر من ریز و درمانم مکن زانکه درد تو ز درمان خوشتر است مینسازی تا نمیسوزی...