-
ستاره شام
شنبه 17 شهریور 1403 02:49
ز من مپرس کیم یا کجا دیار من است ز شهر عشقم و ، دیوانگی شعار من است منم ستارۀ شام و تویی سپیده ی صبح همیشه سوی رهت چشم انتظار من است چو برکه ، از دل صافم فروغ عشق بجوی اگرچه ایت غم چهر پرشیار من است مرا به صحبت بیگانگان مده نسبت که من عقابم و، مردار کی شکار من است؟ دریغ ، سوختم از هجر و، باز مُرد حسود درین خیال که...
-
خوشتر
شنبه 3 شهریور 1403 15:45
آتش عشق تو در جان خوشتر است جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است هر که خورد از جام عشقت قطرهای تا قیامت مست و حیران خوشتر است تا تو پیدا آمدی پنهان شدم زانکه با معشوق پنهان خوشتر است درد عشق تو که جان میسوزدم گر همه زهر است از جان خوشتر است درد بر من ریز و درمانم مکن زانکه درد تو ز درمان خوشتر است مینسازی تا نمیسوزی مرا...
-
پنجاه سال دیگر
شنبه 3 شهریور 1403 00:46
یک روز، بلکه پنجاه سال دیگر موهای نوه ات را نوازش می کنی در ایوان پاییز و به شعرهای شاعری می اندیشی که در جوانی ات عاشق تو بود شاعری که اگر زنده بود هنوز هم می توانست موهای سپیدت را به نخستین برف زمستان تشبیه کند و در چین دور چشمانت حروف مقدس نقر شده بر کتیبه های کهن را بیابد یک روز بلکه پنجاه سال دیگر ترانه من را از...
-
لاکپشت و خرگوش
شنبه 3 شهریور 1403 00:42
بالای کوه منتظر یکی از ما بودی! من لاکپشت بودم رقیبم خرگوش و قصه اینبار به آن پایان پندآمیز ختم نمیشد یغما گلرویی
-
دعوت زیبا
جمعه 2 شهریور 1403 20:10
کاش می دانستی بعد از آن دعوت زیبا، به ملاقات خودت من چه حالی بودم خبر دعوت دیدار، چو از راه رسید پلک دل، باز پرید من سراسیمه، به دل بانگ زدم آفرین قلب صبور، زود برخیز عزیز جامه ی تنگ درآر و سراپا به سپیدی تو درآ ... آه کاش می دانستی بعد از این دعوت زیبا به ملاقات خودت من چه حالی دارم پلک دل باز پرید خواب را دریابم من...
-
کوچکتر
چهارشنبه 31 مرداد 1403 16:39
یک روز دست هایم را باز میکنم و میروی و طبیعیست که هرچه دورتر شوی، کوچکتر شوی کوچکتر کوچکتر آنقدر کا در آغوش هرکسی جا شوی لیلا کردبچه
-
تورا زن میخواهم
چهارشنبه 31 مرداد 1403 16:34
تو را زن میخواهم، آنگونه که هستی تو را چون زنانی میخواهم در تابلویهای جاودانه چون دوشیزگان نقش شده بر سقف کلیساها که تن در مهتاب میشویند تو را زنانه میخواهم تا درختان سبز شوند، ابرهای پر باران به هم آیند، باران فرو ریزد ... تو را زنانه میخواهم زیرا تمدن زنانه است شعر زنانه است ساقهی گندم، شیشهی عطر، حتی پاریس...
-
من همه تقصیر توام
سهشنبه 23 مرداد 1403 13:27
در تمنای غزل، در پی تفسیرِ تو ام مست با خاطرِ تو، بسته به زنجیر تو ام در شب عشق، که عشاق به هم آمیزند من کنار غم تو، خیره به تصویر تو ام چاره ام چیست که هم دردِ منی، هم درمان؟ ماه من لب بگشا، گوش به تدبیر تو ام خم گیسوی تو منزلگه صدها غزل است گر شده زر دل من، حاصل اکسیر تو ام دائم الخمر شدم از میِ نابت هیهات من خودم...
-
یک نگاه حتی حرامم باد
دوشنبه 22 مرداد 1403 20:50
معشوق من! حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم، یک بوسه یک نگاه حتی حرامم باد! اگر، تو عاشق من نباشی! احمد شاملو
-
درخت
دوشنبه 22 مرداد 1403 18:14
مثل درختی که به سوی آفتاب قد میکشد همه وجودم دستی شده است و همه دستم خواهشی: خواهش تو چه بی تابانه میخواهمت! احمد شاملو
-
جایت خالی
پنجشنبه 18 مرداد 1403 09:53
جایت خالی چقدر هوا برایِ دوست داشتنت خوب است...! "افشین صالحی"