-
نخستین نگاه
پنجشنبه 9 شهریور 1402 20:50
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد! در من زندانیِ ستمگری بود که به آوازِ زنجیر-اش خو نمی کرد من با نخستین نگاه تو آغاز شدم… احمد شاملو
-
من نمیدانستم، معنی هرگز را..
چهارشنبه 1 شهریور 1402 17:50
خانه دلتنگِ غروبی خفه بود مثلِ امروز که تنگ است دلم پدرم گفت چراغ و شب از شب پُر شد من به خود گفتم یک روز گذشت مادرم آه کشید؛ «زود بر خواهد گشت.» ابری آهسته به چشمم لغزید و سپس خوابم برد که گمان داشت که هست اینهمه درد در کمینِ دلِ آن کودکِ خُرد آری، آن روز چو میرفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمیدانستم معنیِ « هرگز...
-
پاییز رنگ هایش را به تو داد
دوشنبه 30 مرداد 1402 20:34
پاییز رنگ هایش را به تو داد دلتنگی هایش قلب مرا بوسید. هزار رنگ با شکوه! پلک بزن بگذار وقتی درناهای جان مرا به کوچ صلا می دهی زرد و نارنجی های دلفریب نگاهت بر خاکستری های سوخته ی قلب من بنشینند بگذار برگ هایم را بادهای تو ببرد من، من جز زنی عاشق هیچ نیستم بتول مبشری
-
قرار بودچیزی نگویم
یکشنبه 29 مرداد 1402 12:21
قرار بود چیزی نگویم اما در گلویم آوازهای هزاران پرندهی مرده گیر کرده است "لیلا کردبچه"
-
ساقی
سهشنبه 24 مرداد 1402 20:04
ساقی قدحی شراب در دست آمد ز شراب خانه سرمست آن توبه ی نادرست ما را همچون سر زلف خویش بشکست از مجلسیان خروش برخاست کان فتنهٔ روزگار بنشست ماییم کنون و نیم جانی و آن نیز نهاده بر کف دست آن دل، که ازو خبر نداریم هم در سر زلف اوست گر هست دیوانه ی روی اوست دایم آشفته ی موی اوست پیوست در سایه ی زلف او بیاسود وز نیک و بد...
-
زیبایی عجیب تو معیار تازهای ست
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:59
ای مهربان من من دوست دارمت چون سبزههای دشت چون برگ سبز رنگ درختان نارون معیار های تازه زیبایی با قامت بلند تو سنجیده میشود زیبایی عجیب تو معیار تازهای ست با غربت غریب فراوانش مانند شعر من -این شعر بی قرین -و این تفاخر از سر شوخیست حمید مصدق
-
نرگس مستانه
پنجشنبه 19 مرداد 1402 16:45
نمیدانم دلم دیوانه کیست کجا آواره و در خانه کیست نمیدونم دل سر گشته مو اسیر نرگس مستانه کیست # باباطاهر
-
گلدان
یکشنبه 15 مرداد 1402 17:29
دست هایم گلدان دست هایت شده است بعد از جانم چه به پای دست هایت بریزم جوانه بزنی؟ # فاطمه نادریان
-
عکس من
سهشنبه 10 مرداد 1402 20:17
عکس من است این عکس،عکاس کم هنر نیست حتی منِ من از من ، این گونه با خبر نیست! عکاس در یقینش یک چهره آفریده ست شکل منی که در من دیگر از او اثر نیست! حسی سمج به تکرار می گوید این خود توست لب می گزم : نه ، وهم است وهم است و بیشتر نیست! باور کنید از من شاعرتر است این عکس اوهام پیرسالی در دفترش اگر نیست! من چشم و گوش خود را...
-
رخ به رخ
پنجشنبه 5 مرداد 1402 18:00
من با کمی نگاه و عسل خوب می شوم! درمانِ من به داروی چای و نبات کن! بگذر ز شاه و فیل و وزیر و سپاه و اسب رُخ بر رُخم گُذار، مرا کیش و مات کن! این دل شکستنی است کمی التفات کن در حمل و نقلِ این دلِ من احتیاط کن! دارد هوای رابطه ها خوب می شود کوشش برای وُسعتِ این ارتباط کن ای مهربان! که قهرِ تواز حد گذشته است فکری برای...
-
بهارنارنج
جمعه 30 تیر 1402 20:20
صدای خنده های تو افتادن تکه های یخ است در لیوان بهار نارنج بخند می خواهم گلویی تازه کنم. "محسن حسینخانی"