-
نامه
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1402 15:04
نامه هایت را بی نشانی به بـاد بده می رساند؛ خــــــانه ام بر بـــــــاد است .. رضا کاظمی
-
ناز معشوق دلآزار خریدن دارد
سهشنبه 19 اردیبهشت 1402 17:23
خنده ات طرح لطیفیست که دیدن دارد ناز معشوق دلآزار خریدن دارد فارغ از گله و گرگ است شبانی عاشق چشم سبز تو چه دشتیست! دویدن دارد شاخه ای از سردیوار به بیرون جسته بوسه ات میوه ی سرخسیست که چیدن دارد عشق بودی و به اندیشه سرایت کردی قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن عاشقی بی سر و پا عزم...
-
ابدیت
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1402 15:08
برای من که به ابدیت ایمان ندارم ، برای یک هفته ، برای چند روز ، برای چند ساعت...! دوستم بِدار... - نزار قبانی
-
بی کلاه
شنبه 9 اردیبهشت 1402 20:38
تا آمدی تمام وجودم نگاه شد احساس بی ملاحظه ام سر به راه شد خورشید از حضور تو الگو گرفت وُ بعد- زیباتر از همیشه ی خود، مثل ماه شد! تا گفتم عاشق اَت شده ام، دورتر شدی سهمِ من از وجود تو اندوه و آه شد فال اَم میان قهوه ایِ چشمهات بود لرزید چشم های تو...فال اَم تباه شد دیگر به درد هیچ غلامی نمی خورَد معشوقه ای که واردِ...
-
ای بسوزد ریشه ی ضربالمثل های دروغ
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 17:52
-
پنهانی ترین راز پاییز
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 14:08
فصلی در راه است با اشک هایی که هنوز بر گونه ی خیابان نیفتاده خشک می شوند! و عشق پنهانی ترین رازِ پاییز است. "شیما سبحانی"
-
بکوچ از من
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 14:06
خطرناک است وا ماندن در این اقلیم طوفانی بکوچ از من که رم کردم هیولای زمستانی...!! ((علیرضا آذر))
-
پیراهن تو
سهشنبه 29 فروردین 1402 09:37
و من همه جهان را در پیراهن گرم تو خلاصه می کنم... "احمد شاملو"
-
مسیحا میشوم
شنبه 26 فروردین 1402 01:57
جنونم حرف خواهد زد رگم تاریخ خواهد شد مسیحا میشوم تختم به پشتم میخ خواهد شد... علیرضا آذر
-
تمام شعر های عالم
چهارشنبه 16 فروردین 1402 00:15
نمیدانستم دقایق با هم بودن آن قدر کم است که نمیتوانم تمام شعر های عالم را در گوش تو زمزمه کنم نمیدانستم آن چند بیتی که برایت خوانده ام برای روز های دلتنگی مان کفایت نمیکند حالا تو رفته ای و تمام اشعار عالم برای سرودن این روز ها کافی نیست فاطمه نادریان
-
پریشان
یکشنبه 13 فروردین 1402 00:01
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم ای روی دلارایت مجموعه زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو میآرم خود هیچ نمیمانم با وصل نمیپیچم وز هجر نمینالم حکم آن چه تو...