-
در بهشت حتم گناه
جمعه 23 خرداد 1399 00:34
ای چشم هات، مطلع زیباترین غزل! با این غزل، تغزل من نیز مبتذل شهدی که از لب گل سرخ تو می مکم در استحاله جای عسل، می شود غزل شیرینکم!به چشم و به لب خوانده ای مرا تا دل سوی کدام کشد قند یا عسل؟ ای از همه اصیل تر و بی بدیل تر وی هر چه اصل چون به قیاست رسد بدل پر شد ز بی زمان تو، در داستان عشق هر فاصله که تا به ابد بود، از...
-
پنجره
جمعه 23 خرداد 1399 00:26
-
خودم
جمعه 23 خرداد 1399 00:21
استراحت خوبی است در جوار خودم خودم برای خودم با خودم کنار خودم همین دقیقه که این شعر را تمام کنم از این شلوغ ِ شما می روم به غار خودم به سمت هیچ تنم را اشاعه خواهم داد به گوش او برسانید رهسپار خودم چه لذتی است که یک صبح سرد پاییزی کنار پنجره باشم در انتظار خودم گلی نزد به سرم زندگی اجازه دهید خودم گلی بگُذارم سر مزار...
-
دیار شب
چهارشنبه 21 خرداد 1399 16:25
جانم به فغان چو مرغ شب می آید وز داغ تو با ناله به لب می آید آه دل ما از آن غبار آلود است کاین قافله ازدیار شب می آید رهی معیری
-
هیهات
چهارشنبه 21 خرداد 1399 16:11
ای حسن تو جلوهگر ز اسما و صفات روی تو نهان در تتق این جلوات اندیشه کجا به کبر یای تو رسد هیهات ازین خیال فاسد هیهات فیض کاشانی
-
دل مرنجان
جمعه 16 خرداد 1399 02:11
-
نیست در شهر
سهشنبه 13 خرداد 1399 20:56
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد باغبانا ز خزان بیخبرت میبینم آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد رهزن دهر نخفتهست مشو ایمن از او اگر امروز نبردهست که فردا ببرد در خیال این همه لعبت به هوس میبازم بو که صاحب نظری نام تماشا...
-
شط شراب
یکشنبه 11 خرداد 1399 11:43
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی که گفتهاند نکویی کن و در آب انداز ز کوی میکده برگشتهام ز راه خطا مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز بیار زان می گلرنگ مشک بو جامی شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن نظر بر این دل سرگشته خراب...
-
قطار
چهارشنبه 7 خرداد 1399 23:16
-
پرسش
سهشنبه 6 خرداد 1399 22:20
-
عاشقانه
سهشنبه 6 خرداد 1399 21:55
در من ادراکی است از تو عاشقانه،عاشقانه از تو تصویری است در من جاودانه،جاودانه تو هوای عطری از صحرای دور آرزویی از تو سنگین شهر ذهنم کوچه کوچه،خانه خانه آه ای آمیزه ای از بی ریایی با محبت! شادی تو کودکانه، رأفت تو مادرانه شهربانوی وجودم باش و کابین تو؟ بستان اینک،اقلیم دل من بی کرانِ بی کرانه آتش او! دیگر این افسانه را...