-
من به آمار زمین مشکوکم
پنجشنبه 27 تیر 1398 15:43
-
آهسته آهسته
پنجشنبه 27 تیر 1398 15:33
به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته برآمد از پسِ کوه آفتاب آهسته آهسته فریب روی آتشناک او خوردم، ندانستم که خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته ز بس در پرده افسانه با او حال خود گفتم گران گشتم به چشمش همچو خواب آهسته آهسته سرایی را که صاحب نیست، ویرانی است معمارش دلِ بی عشق، میگردد خراب آهسته آهسته به این خرسندم...
-
آسمان مشترک
پنجشنبه 27 تیر 1398 15:25
به خیابان بیا بگذار آسمان با ریه هایت نفس بکشد و درختان باران زده از عطر تن ات معطر شوند حالا که سقف مشترکی نداریم به خیابان بیا تا آسمان مشترکی بالای سرمان باشد
-
ما نیز هم بد نیستیم
شنبه 22 تیر 1398 23:08
ای سروبالای سهی کز صورت حال آگهی وز هرکه در عالم بهی ما نیزهم بدنیستیم گفتی به رنگ من گلی هرگز نبیند بلبلی آری نکو گفتی ولی ما نیز هم بد نیستیم تا چند گویی ما و بس کوته کن ای رعنا و بس نه خود تویی زیبا و بس ما نیز هم بد نیستیم ای شاهد هر مجلسی و آرام جان هر کسی گر دوستان داری بسی ما نیز هم بد نیستیم گفتی که چون من در...
-
هزار افرین بر غم باد
پنجشنبه 20 تیر 1398 04:12
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد جز غـم که هزار آفرین بر غم باد
-
من ز جهان بریده ام
پنجشنبه 20 تیر 1398 04:08
-
اگر بگذارند
پنجشنبه 20 تیر 1398 03:59
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند و تماشای تو زیباست اگر بگذارند من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند دل سرگشته من اینهمه بیهوده مگرد خانه دوست همین جاست اگر بگذارند سند عقل مشاع است اگر بگذارند عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند غضب آلوده نگاهم مکنید ای مردم دل من مال شماهاست اگر بگذارند
-
تمام کوچه های دنیا را بن بست می کنم
پنجشنبه 20 تیر 1398 03:52
نه از کلاغ می ترسم نه از پاسبان تمام کوچه های دنیا را بن بست می کنم وقتی که دلم برایت تنگ می شود ! "نسرین بهجتی"
-
تا شقایق هست زندگی باید کرد
جمعه 14 تیر 1398 18:56
در گلستانه دشتهایی چه فراخ! کوههایی چه بلند! در گلستانه چه بوی علفی میآمد! من در این آبادی، پی چیزی میگشتم: پی خوابی شاید، پی نوری، ریگی، لبخندی. پشت تبریزیها غفلت پاکی بود، که صدایم میزد. پای نی زاری ماندم، باد میآمد، گوش دادم: چه کسی با من حرف میزد؟ سوسماری لغزید راه افتادم یونجه زاری سر راه، بعد جالیز خیار،...
-
من اینجا بس دلم تنگ است
سهشنبه 28 خرداد 1398 01:31
-
از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد
شنبه 28 اردیبهشت 1398 18:30
از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد میبرم جور تو تا وسع و توانم باشد گر نوازی چه سعادت به از این خواهم یافت ور کشی زار چه دولت به از آنم باشد چون مرا عشق تو از هر چه جهان بازاستد چه غم از سرزنش هر که جهانم باشد تیغ قهر ار تو زنی قوت روحم گردد جام زهر ار تو دهی قوت روانم باشد در قیامت چو سر از خاک لحد بردارم گرد سودای...