-
[ بدون عنوان ]
جمعه 11 آبان 1397 23:35
مک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند آن خدایی که تو بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست بخند صبح فردا به شبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند راستی آنچه به یادت دادیم پر زدن نیست که درجاست بخند آدمک نغمه آغاز...
-
آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم
چهارشنبه 9 آبان 1397 16:28
آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم این چنین عشق تو در سینه نگهداشت منم آنکه در ناز فرو رفته و شاداب توئی آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم آنکه هرگز نگشود دفتر احساس توئی آنکه رویای تو را خاطره پنداشت منم آنکه کافر به دل مومن من بود آنکه هر شعر تو را معجزه انگاشت منم آنکه بر سینه ی من خنجر غم کوفت توئی او که قامت به قد...
-
همچو فرهاد
چهارشنبه 9 آبان 1397 16:26
همچـــــــــو فـــرهاد بــود کــوه کنی پیشـــه ما کـــــوه مـــــا سینه مــــا نــا خــــن ما تیشه ما شــو ر شیــــرین زبس آراست ره جلـوه گــری همــه فـــــرهــاد تـــراود ز رگ و ریشـــه مــــا بهـــر یک جـــــرعـــه می منت سا قــی نکشیم اشک مــا بــــاده مـــا دیــــده مــا شیشــه مــــا عشق شیــر یســت قــوی پنجه و...
-
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
چهارشنبه 9 آبان 1397 16:24
کاش می دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی بال مژگان بلندت را می خوابانی آه وقتی که تو چشمانت آن جام لبالب از جان دارو را سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی موج موسیقی عشق از دلم می گذرد روح گلرنگ شراب در تنم می گردد دست ویران گر شوق پر پرم می کند، ای غنچه رنگین پر...
-
زندانی ابد به سزای گناهش است
چهارشنبه 9 آبان 1397 16:18
ماهم که هاله یی به رخ از دود آهش است دایم گرفته چون دل من روی ماهش است دیگر نگاه ، وصف بهاری نمی کند شرح خزانِ دل به زبان نگاهش است راه نگاه بست به چشم سیه که دید موی دماغ ها همه جا خار راهش است دیدم نهان فرشته ی شرم و عفاف او آورده سر به گوش من و عذر خواهش است روز سیاه دیده به چشم و به قول خود دود اجاق ، سُرمه ی چشم...
-
اینجا چرا میتابی؟
یکشنبه 6 آبان 1397 13:24
-
دوزخ نمرود
دوشنبه 23 مهر 1397 08:53
تو از اول سلام ات پاسخ بدرود با خود داشت اگرچه سحر صوتت جذبه «داوود» با خود داشت بهشتت سبزتر از وعده ی شداد بود اما -برایم برگ برگش دوزخ «نمرود» با خود داشت ببخشایم اگر بستم دگر پلک تماشا را که رقص شعله ات در پیچ و تابش دود با خود داشت «سیاوش» وار بیرون آمدم از امتحان گرچه -دل «سودابه» سانت هرچه آتش بود با خود داشت...
-
من و تو و گل سرخ
دوشنبه 23 مهر 1397 08:38
من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز تفاهمی است میان من و تو و گل سرخ رفاقتی است میان من و تو و پاییز به فصل فصل تو معتادم ای مخدر من به جوی تشنه ی رگ های من بریز بریز نه آب و خاک، که آتش، که باد می داند چه صادقانه تو با من نشسته ای-من نیز اسیر سحر کلام توام، بگو بنشین مطیع برق پیام...
-
گواه گریه باران
دوشنبه 16 مهر 1397 13:13
من آن درخت زمستانی ، بر آستان بهارانم که جز به طعنه نمی خندد، شکوفه بر تن عریانم زنوشخند سحرگاهان ،خبر چگونه توانم داشت منی که در شب بی پایان،گواه گریه بارانم شکوه سبز بهاران را،برین کرانه نخواهم دید که رنگ زرد خزان دارد،همیشه خاطر ویرانم... کجاست باد سحرگاهان ، که در صفای پس از باران کند به یاد تو ، ای ایران! به بوی...
-
زندگی
دوشنبه 16 مهر 1397 13:10
زندگی هیچ گاه به بن بست نمیرسد. کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم. خدا که باشد ، هرمعجزه ای ممکن میگردد. مسیحا برزگر
-
میگذرد
دوشنبه 16 مهر 1397 13:07