-
تو لیلی نیستی
یکشنبه 28 آبان 1396 22:28
تو لیلی نیستی من اما مجنون حرف هات می شوم دیوانه ی دست هات مبهوت خنده هات گل قشنگم شیرین نیستی ولی من صخره های شب را آنقدر می تراشم تا خورشیدم طلوع کند و تو در آغوشم بخندی. "عباس معروفی"
-
عشق تو بسم بود
یکشنبه 28 آبان 1396 00:06
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود عشق تو بسم بود که در این شعله بیدار روشنگر شب های بلند قفسم بود آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود دست من و آغوش تو هیهات که یک عمر تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود بالله که به جز یاد تو، گر هیچ کسم هست حاشا که به جز عشق گر...
-
خطوط تازیانه ها
یکشنبه 28 آبان 1396 00:03
چگونه رود می رود به سمت بیکرانه ها که ابر گریه می کند برای رودخانه ها پرنده غافل است از اینکه تندباد می رسد وگرنه باز هم بنا نمی شد آشیانه ها و اینچنین که اینهمه زِ عشق رنج می برند مرا غمِ تو می کِشد در آتش بهانه ها چراغ و چشمِ آسمان! ستاره ها تو، ماه تو پس از تو تار می شود شب ِ تمامِ خانه ها اگرچه زخم می زنی ولی ترا...
-
گل های سرخ
جمعه 26 آبان 1396 12:24
تا روزی که بود دستهایش بوی گل سرخ میداد از روزی که رفت گلهای سرخ بوی دستهای او را میدهند . "واهه آرمن"
-
بی خبرم ز جای تو
جمعه 26 آبان 1396 12:22
یاد تو می وزد ولی، بی خبرم ز جای تو کز همه سوی می رسد، نکهت آشنای تو غنچه طرف فزون کند، جامه ز تن برون کند سر بکشد نسیم اگر، جرعه ای از هوای تو عمر منی به مختصر، چون که ز من نبود اثر زنده نمی شدم اگر، از دم جان فزای تو گرچه تو دوری از برم، همره خویش می برم شب همه شب به بسترم، یاد تو را به جای تو با تو به اوج می رسد،...
-
لال پرست
چهارشنبه 24 آبان 1396 13:53
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه نا باور خیال پرست به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کمند ماهی زلال پرست رسیده ها چه غریب نچیده می افتند به پای هرزه علف های باغ کال پرست رسیده ام به کمالی که جزا نالحق نیست کمال دارد برای من کمال...
-
تکیه گه صدای تو
یکشنبه 21 آبان 1396 14:11
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو شاهنشین چشم من تکیه گه خیال توست جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو "حافظ"
-
گفت تو و شنید ما
یکشنبه 21 آبان 1396 14:06
بیثمری حصار شد در چمن امید ما طرهٔ امن شانهزد سایهٔ برگبید ما آینهداری فنا ناز هوس نمیکشد خط به رقمکشیدهاند از ورق سفید ما دردسر جهان رنگ درخور دانش است و بس نیست بهکسب عافیت غیرجنون مفید ما دعوی احتیاج پوچ خجلت سعیکس مباد قفل جهان بیدری زنگ زد ازکلید ما عبرت چشم بسملیم، پردهٔ فقر ما مدر آستر است ابرهٔ خلعت...
-
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
سهشنبه 16 آبان 1396 13:29
از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر...
-
کس در همه آفاق به دل تنگی من نیست
سهشنبه 16 آبان 1396 13:22
دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست از آتش سودای تو و خار جفایت آن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست در حشر چو بینند بدانند که وحشیست آنرا که تنی غرقه به خون هست...
-
ای که منع گریه بی اختیارم میکنی
سهشنبه 16 آبان 1396 13:17