-
رد پا
سهشنبه 16 آبان 1396 13:13
جنگل ردپای باران است ویرانه ردپای توفان من ردپای توام همیشه پشت در خانه ات تمام می شوم. "علیرضا راهب"
-
جان من اینهمه بی رحم چرایی
سهشنبه 16 آبان 1396 13:11
آه، تاکی ز سفر باز نیایی، بازآ اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ شده نزدیک که هجران تو، ما را بکشد گر همان بر سرخونریزی مایی، بازآ کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ رفتی و باز نمیآیی و من بی تو به جان جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی گرچه مستوجب صد گونه...
-
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی
سهشنبه 16 آبان 1396 13:07
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من...
-
هیچ
یکشنبه 14 آبان 1396 14:34
همچون نسیمِ صبح لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم در سینه هیچ نیست بجز آرزوی تو... "فروغ فرخزاد"
-
بی ماه ومهر
یکشنبه 14 آبان 1396 14:31
بعد از تو تا همیشه شب ها و روزها بی ماه و مهر می گذرند از کنار ما اما ... پشت دریچه ها در عمق سینه ها خورشید ِ قصه های تو همواره روشن است ... "فریدون مشیری"
-
حال و روزم دیدنی ست
یکشنبه 14 آبان 1396 13:08
گر تو باشی ماه من، تاریکی شب دیدنی است چشم تو در خواب باشد، نازنین بوسیدنی است خالق هستی چو نقاشی، کشیده روی تو مثل گیلاس است لبهایت، نگارم چیدنی است دست و پا گم میکنم، تا بوی عطرت میرسد ضرب قلبم چند برابر، حال و روزم دیدنی است میشود شاعر به شوقت، هم قلم هم دفترم شعردر وصف تو باشد، نازنینم خواندنی است گاه گاهی سر بزن،...
-
لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز
شنبه 13 آبان 1396 13:29
تا ابد بغضِ منِ تب زده کال است عزیز دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز ! تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز ! ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز ! ماه من ! عکس تو در چشمه گل آلود شده عیب از...
-
هر شب
چهارشنبه 10 آبان 1396 13:30
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدینسان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب تبی این کاه را چون کوه سنگین می کند، آنگاه چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هر شب تماشاییست پیچ و تاب آتش، آه خوشا بر من که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی جانا چگونه با جنون خود مدارا می کنم...
-
تا تو هستی
چهارشنبه 10 آبان 1396 13:28
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت که در این وصف زبان دگری گویا نیست بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما غزل توست که در قولی از آن ما نیست تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست شب که آرام تر از پلک تو را می بندم در...
-
زرین تر از خورشید
سهشنبه 9 آبان 1396 19:47
سکهی این مهر از خورشید هم زرینتر است خون ما از خون دیگر عاشقان رنگینتر است رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت میروی اما بدان دریا ز من پایینتر است ما چنان آیینهها بودیم، رو در رو ولی امشب این آیینه از آن آینه غمگینتر است گر جوابم را نمیگویی، جوابم کن به قهر گاه یک دشنام از صدها دعا شیرینتر است سنگدل! من...
-
من شباهتهای بیمانند با در داشتم
شنبه 6 آبان 1396 23:01
من چه از آن مردهی در گور کمتر داشتم؟ من که جای دل گلایولهای پرپر داشتم من که در اندیشهی اما، اگرها سالها خاطرم را، خاطراتم را مکدر داشتم هرکس آمد ضربهای بر من زد و از من گذشت من شباهتهای بیمانند با در داشتم بعد من هر گل که میروید، گواهی میدهد من که افتادم به پای تو چه در سر داشتم شانههایت را برای گریه کردن...