-
سوگوار
سهشنبه 21 اسفند 1403 20:07
ای سوگوار سبز بهار این جامهی سیاه معلق را چگونه پیوندی است با سرزمین من؟ آنکس که سوگوار کرد خاک مرا آیا شکست در رفت و آمد حمل این همه تاراج؟ خسرو گلسرخی
-
خورشید
سهشنبه 21 اسفند 1403 19:05
اگر از تو رو برگردانم باز به من خواهی تابید ای خورشید برادر تاریکی! از هیچ کس پوشیده نیست وقتی غمگینم باوقار ترم حسین صفا
-
شبی شاید رها کردم
سهشنبه 21 اسفند 1403 16:07
شبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را کسی اینجا نمی فهمد من و حالِ خرابم را اگر چه سخت بیزارم ازاین تقدیرِ سَرخورده ولی میگیرم از دنیا همه حق و حسابم را شدم مأیوس باظلمی که ازاطرافیان دیدم همان هایی که میدیدندغَمِ پشتِ نقابم را چراسهم من ازدنیا عذاب و دل شکستن شد!؟ کسی می داند آیا این سوالِ بی جوابم را!؟ میان عقل و...
-
تفسیر
یکشنبه 19 اسفند 1403 22:22
مرا توانِ تغییر تو نیست یا تفسیر تو باور مکن که توان تغییر زنی، در مردی باشد و ادعای تمام مردان متوهم باطل است که زن از دندهی آنها برآمده زن هرگز از دندهی مرد زاده نمیشود اوست که از بطن زن بیرون میآید چون ماهی که از حوض اوست که از زن جاری میشود بهسان رودهایی که از سرچشمه اوست که دورِ خورشید چشمانش میگردد و...
-
شمعدانی ها
جمعه 17 اسفند 1403 20:24
اینکه شمعدانی را "جانم" صدا می زنم، دست خودم نیست همیشه فکر می کنم که گلها را تو به دنیا آوردی به گلهای مریم و نرگس و یاس یا همین بنفشه و شب بو نگاه کن زیبایی شان به تو رفته تنهایی شان به من. "حمید جدیدی"
-
لهجه
پنجشنبه 16 اسفند 1403 19:48
تماشایت میکردم با چشمانی که لهجه ی بوسه داشتند... "یغما گلرویی"
-
در بندر آبی چشمانت
دوشنبه 13 اسفند 1403 00:09
-
ارتفاع چوبی
یکشنبه 12 اسفند 1403 23:05
نه منت دریا را می کشم نه بی تابی ِ جنگل را می کنم همه را برای تو می آورم... اگر تو به ارتفاع چوبی این سقف قناعت کنی یقین، دنیا را درون کلبه ای جای داده ام بی آنکه هیچ جغرافیایی از حقیقت به اندازه آغوش تو خبر داشته باشد. ((هومن شریفی))
-
درباره شعر
یکشنبه 12 اسفند 1403 22:57
نمیدانم شعر چیست و در اندیشه آن نبودم که روزی پا بگذارم در تودرتوهای پندار نه...در اندیشهی آن نبودم تا چون پلیسی بدانم در ژرفای چشم ها چه میگذرد من از اسرار گل بازجویی نمیکنم و خویشتن راخسته نمیکنم تا از سینه تاریخش را بپرسم آیا عاقلانه است که سینهای را بازخواست کنیم که اتاق را پر از نغمه موسیقی میکند؟ پر از...
-
هر قدر افشرده ای دل را، بیفشارم تو را
شنبه 27 بهمن 1403 01:36
سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم تو را هر قدر افشرده ای دل را، بیفشارم تو را عمرها شد تا کمندِ آه را چین می کنم بر امید آن که روزی در کمند آرم تو را از لطافت گر چه ممکن نیست دیدن، روی تو رو به هر جانب که آرم در نظر دارم تو را در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی بوسه در لعل شراب آلود، نگذارم تو را میشود نیلوفری از...
-
بمان
شنبه 20 بهمن 1403 11:52
ماندن یا نماندن سوال این نیست آی که چشم های تو میگویند: بمان می مانم حتی اگر جهان را بر شانه های خسته ی من آوار کرده باشی - ((حسین منزوی))