-
اگر خواهی بسوزانی جهان را
شنبه 3 مرداد 1405 15:00
اگر خواهی بسوزانی جهان را رخی بنما بیفشان گیسوان را بت فایز اشارت کن به ابروت بکش تیغ و بکش پیر و جوان را فایز
-
سه خط سکوت
جمعه 2 مرداد 1405 23:17
در سینه کویر لوت باقی مانده دل، لانهی عنکبوت باقی مانده من شاعر کوچههای غربت هستم از من دو-سه خط، سکوت باقی مانده جلیل صفربیگی
-
عروسی مرگ
جمعه 2 مرداد 1405 14:33
انگار که شهر سنگ و چوب است اینجا لبریز غم دم غروب است اینجا هر روز عروسی سکوت و مرگ است عمریست پر از بزن بکوب است اینجا جلیل صفربیگی
-
می فروشان
سهشنبه 30 تیر 1405 21:49
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید من در عجبم ز می فروشان کایشان به زآنچه فروشند چه خواهند خرید خیام
-
پریشانی
دوشنبه 29 تیر 1405 00:10
فدﺍﯼ ﺁﻥ ﮔﻞ ﭘﮋﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﯼ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﺖ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ، ﺩﺳﺘﯽ ﺑﮑﺶ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﺎﻧﺖ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻣﻮ ﻃﻨﺎﺏ ﻣﺤﮑﻤﯽ ﻣﯽﺑﺎﻓﺘﯽ، ﺣﺎﻓﻆ- ﻧﻤﯽﺍﻓﺘﺎﺩ ﺑﯽﺗﺮﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺯﻧﺨﺪﺍﻧﺖ ﺍﮔﺮ ﻗﺪﻗﺎﻣﺘﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﻒ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﻧﻤﯽﺑﺴﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺧﯿﺎﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﯾﺪ ﺑﺎ ﺗﮑﺒﯿﺮﮔﻮﯾﺎﻧﺖ ﭘﯽﺍﺕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﻣﻮﻟﻮﯼﻫﺎ ﺗﺎ ﻏﺰﺍﻟﯽﻫﺎ ﻣﻼﮎ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﻭ ﻓﯿﻠﺴﻮﻓﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﻣﯽﮐﺸﺪ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺳﻌﺪﯼ...
-
پیراهن کهنه
چهارشنبه 24 تیر 1405 12:58
بهار امسال سمت شهر ما کمرنگ میآید بهار امسال میآید ولی دلتنگ میآید من آن دیوانهای هستم که بی آزار میگردد ولی از کودکان کوچه سمتش سنگ میآید خرابیهای خوارزمم که بین کوچه بازارش صدای چکمههای پادشاهی لنگ میآید برایم از مصلایی سخن از صلح میگویند که از گلدستههای آن اذان جنگ میآید به امید رفاقت دوستانم را عوض...
-
پونه
چهارشنبه 24 تیر 1405 12:48
دلتنگم و خیال تو پونه ای خشک است در دستانم که هر چه بیشتر خُردش می کنم عطرش بیشتر زندگی را بر می دارد... "رسول پیره"
-
هایکو کوردی
سهشنبه 16 تیر 1405 02:09
لبریز از غیاب توست جهان به کجا ببارد ابر؟ ریوار آبدانان
-
نقطهی امن جهان
چهارشنبه 10 تیر 1405 12:45
نقطه ی اَمنِ جهان شیبِ کمِ شانه ی توست (میثم بشیری)
-
سور و سات
سهشنبه 9 تیر 1405 14:05
طوفان بود در سور و سات سرما آتش در میان ما به بهتان نشست شب به کتمان شب چسبید درد در گیرودار گلو پیچید ماه پشت ابر حیران بود یلدا بود در ختنهسوران چاقو انار پریشان بود و عادت داشت ما نبودیم و درد انسان بود محمدرضا معماریان
-
ساعت دو
جمعه 5 تیر 1405 18:00
ساعت، دو را پاشید به هویت اتاق سیاهی دوبه هم زنی میکرد در شریعت اشیاء شب شده بود مایملک تو تکلیف پلکهایم مشخص نبود محمدرضا معماریان