-
خط تلفن
جمعه 9 آذر 1403 09:54
دلتنگم و این درد کمی نیست که پشت هیچ خط تلفنی صدای تو نیست...! "ساره دستاران"
-
عصر جمعه
چهارشنبه 23 آبان 1403 16:37
فقط یک عصر جمعه میتواند زنی را مجبور کند پرده ها را بکشد شمعدانیهایش را تنها بگذارد وبعد ... روی مبل لَم بدهد یک استکان چای خودش را مهمان کند روی تخت خودش را بغل کند و برای تنهاییِ شمعدانی هایش گریه کند #ثریا قنبری
-
رو به رویم نیستی
سهشنبه 22 آبان 1403 19:51
نیستی هرشب برایت شعر میخوانم هنوز پای قولی که تو یادت رفته میمانم هنوز مینشینم خاطراتت را مرتب میکنم در مرور اولین دیدار ویرانم هنوز کاش روز رفتنت آن روز بارانی نبود از همان روزی که رفتی خیس بارانم هنوز راه برگشتن به سویم را کجا گم کردهای من برای رد پاهایت خیابانم هنوز بعد تو من ماندهام با سال های بی بهار بعد تو...
-
سه شاعر، سه زن
یکشنبه 20 آبان 1403 22:37
دست های تو شادخواری سه شاعر حکیم است که جام تلخ در کام شیرین می ریزند تا داستان دلدادگی مرا ببافند. اشک های من گریه های سه زن زیباست که از دلتنگی ات در قلب من نام تو را مزه مزه می کنند بانوی من! جشن المکاشفه ی سه پادشاه بزرگ چشم های توست. به سلامتی خودت بنوش. "عباس معروفی"
-
موبه مو
شنبه 28 مهر 1403 18:18
.زندگی امتحان عجیبی بود باید تورا گیسویت را موبه مو حفظ میشدم فاطمه نادریان
-
آسمان ملول
جمعه 27 مهر 1403 22:21
در آسمان ملول ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد تو را صدا کردم تو را صدا کردم فروغ فرخزاد
-
کودکی سبکسر
جمعه 27 مهر 1403 22:11
هر چه دادم به او حلالش باد غیر از آن دل که مفت بخشیدم دل من کودکی سبکسر بود خود ندانم چگونه رامش کرد او که میگفت دوستت دارم پس چرا زهر غم به جامش کرد فروغ فرخزاد
-
مه معلق
جمعه 27 مهر 1403 22:06
من گونه ام را به گونه ی شب نهادم و صدای گرم و زنگ دار تو را شنیدم زیرا که انگشتانم به دور انگشتان مه معلق در فضا پیچیده شد و من رایحه ی حضور پر راز بی نظم تو را به نزد خود کشاندم آیدا شاملو
-
بدهکاری
سهشنبه 24 مهر 1403 22:19
بیا و تازه گردان این جهانم را به دیداری روا باشد چو بخشی خرده نانی بر گرفتاری بجنبان شانهی خود را، بیفشان تار گیسو را مگر با خندههای خود غمی از دوش برداری منی که غرق چشمانت به هر چاهی گرفتارم جمال یوسف خود را ندارم هیچ خریداری نسیمی از سر کویت گذر کرده ز گیسویت به بوی زلف تو اینجا نماندهست هیچ هوشیاری صدایت را...
-
دل شیدا
سهشنبه 24 مهر 1403 07:45
آن شب از دفتر چشم تو غزل ها خواندم چه غزل ها که به یاد دل شیدا خواندم موج مى زد ز فریبا نگهت عشوه و ناز وآنگه از چشم تو دلجویى دریا خواندم آن شب آن چهره ی تابنده و تاب سر زلف دیدم و قصه ی بى تابى فردا خواندم محو شوق از نگه جاذبه خیز تو شدم راز سرمستى از آن ساغر صهبا خواندم راز شیدایى و پا بر سر آرام زدن در سراپاى...
-
لیلی
شنبه 21 مهر 1403 19:49
لیلی چشمت خراج سلطنت شب را از شاعران شرق طلب میکند من آبروی حرمت عشقم هشدار تا به خاک نریزی من آبروی عشقم نصرت رحمانی