-
لاله و خونین جگری
پنجشنبه 30 مرداد 1404 22:21
غافل از عمق نگاه تو به چشمت نگریست چه کند خاصیت آیینه سطحی نگریست اهل آبادی عالم همه ظاهر بینند اگر این نیست چرا شهر پر از جلوه گریست دلفریبی و دلانگیزی ولی ای دنیا دلربایی مکن از من که دلم با دگریست صیقل روح و تراشیدن دل از دل سنگ کار سرپنجهی اشک است مگو بی هنریست عاقبت در غزلم نام تو آمد ایعشق نسبت من به تو چون...
-
جواب روشن خدا
چهارشنبه 22 مرداد 1404 20:17
توی آسمان شب هرستاره یک دعاست گوش کن ماه هم جواب روشن خداست حسین تولایی
-
شهروندان
چهارشنبه 22 مرداد 1404 19:02
اینطور که تو سیگار میکشی باران امشب قطعیست البته این شهر نه شیروانی دارد نه مرد و شهروندانش وقتی در تابه سرخت میکنند طوری لبخند میزنند که باور کنی جهنم جاییی زیباست حسین صفا
-
کاش دوبار زاده میشدم
چهارشنبه 22 مرداد 1404 01:52
با خیالت زندگی می کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می شدم؛ یکی برای مردن در آغوش تو، یکی برای تماشای عاشقی کردنت! "عباس معروفی"
-
رزهای آبی
یکشنبه 19 مرداد 1404 13:13
دیشب خوابت را دیدم صبح ، رزهای آبی باغچه غنچه داده بودند... دنیا غلامی کانال ایتا:@bestpoems404
-
نهایت شب
یکشنبه 19 مرداد 1404 03:05
من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی من از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازحام کوچه خوشبخت بنگرم فروغ فرخزاد
-
صخره
پنجشنبه 16 مرداد 1404 22:39
صخره دردیست که زمین میزاید تا به آب شور دریا مرهمش گذارد صخره دردیست بزرگ که از خشمی فروخورده میروید از این روست که چشمان صخرهای دارم کیکاووس یاکیده
-
To spring
سهشنبه 14 مرداد 1404 15:15
THOU with dewy locks, who lookest down Through the clear windows of the morning, turn Thine angel eyes upon our western isle, Which in full choir hails thy approach, O Spring! The hills tell one another, and the listening Valleys hear; all our longing eyes are turn'd Up to thy bright pavilions: issue forth And let thy...
-
گنج
پنجشنبه 9 مرداد 1404 18:57
باد با انگشتهایش باز کرد نرم نرمک دکمههای پرده را در اتاق کوچکم آهسته ریخت قسمتی از یک شب دم کرده را باد- این ویرانه گرد کهنهکار- گنجی از ویرانهای دزدیده بود از هراس دزدهای نیمه شب گنج را در مخملی پیچیده بود ناگهان برخاستم آرام و نرم باز کردم گنج مخملپوش را کوهی از نور و طلا پوشانده بود گرد آن اسفنج مخملپوش را...
-
حاصل بوسههای تو
چهارشنبه 8 مرداد 1404 00:53
حاصل بوسه های تو اکنون منم شعری که از شکوفه های بهاری سنگین است و سر به سجده بر آب فرود آورده دعا می خواند. "شمس لنگرودی"
-
خود راه بگویدت که چون باید رفت
شنبه 4 مرداد 1404 14:04
گر مرد رهی میان خون باید رفت وز پای فتاده سرنگون باید رفت تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت عطار نیشابوری