-
کبوتر هایمان
شنبه 28 اسفند 1395 16:16
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پرواز خواهیم داد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که نباشم شاملو
-
همه آرزویم
شنبه 28 اسفند 1395 16:08
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویى؟! به کسى جمال خود را ننمودهیى و بینم همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت و گویى "فصیح الزمان شیرازى"
-
وقتی که می باری
جمعه 27 اسفند 1395 22:33
وقتش رسیده مثل من امروز برداری آن قاب عکس کهنه را از کنج انباری با آستینت خاک هایش را بگیری باز بر نقطه ضعف خاطراتت دست بگذاری دستان من خاکی ست ، قدری گریه کن بانو ! دستم معطر می شود وقتی که می باری دیشب به یادت "گریه ها" را خواندم از اول اصلا کتاب شعر "فاضل" را تو هم داری ؟ دیگر نپرس از فکر من این...
-
تو مرا دریاب
جمعه 27 اسفند 1395 00:53
اگر نام مرا با الماس بنویسند یا ننویسند چه تفاوت؟ . تو مرا بشناس... تو مرا بخوان... تو مرا دریاب! "نادر ابراهیمی"
-
گرگ دهن الوده
جمعه 27 اسفند 1395 00:27
-
آتش و آدم
پنجشنبه 26 اسفند 1395 23:53
آتش و آدم ترکیبی نامتجانس است من از میان این آتش گر گرفته در رویاها و عشق ها غیر ممکن است سالم برگردم اندوه بار خواهد بود کاش مثل نان بودم چه زیبا بر می گردد از سفر آتش
-
خار اگر بگذارد
پنجشنبه 26 اسفند 1395 23:43
مهره توان برد، مار اگر بگذارد غنچه توان چید، خار اگر بگذارد با همه حسرت خوشم به گوشه چشمی چشم بد روزگار اگر بگذارد ... "فروغی بسطامی"
-
انار
دوشنبه 23 اسفند 1395 17:00
دارد پاییز می رسد ... انار نیستم که برسم به دستهای تو ... برگم پُر از اضطرابِ افتادن ... !!!
-
دلبر عیار
جمعه 20 اسفند 1395 14:53
در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد من در پی آن دلبر عیار برفتم او روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد من در عجب افتادم از آن قطب یگانه کز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد ناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شد کز تابش حسنش مه و خورشید فغان کرد . مولانا
-
پژمردن
یکشنبه 15 اسفند 1395 15:32
ره و رسم گردون، دل آزردنست!! شکفته شدن.... بهر پژمردنست! ********
-
ستاره
جمعه 13 اسفند 1395 18:36
زمین شناس حقیری تو را رصد می کرد به تو ستاره ی خوبم نگاه بد می کرد کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم کسی که محو تو می شد مرا لگد می کرد! تو ماه بودی و بوسیدنت، نمی دانی ... چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد! بگو به ساحل چشمت که من نرفته چطور به سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد چه دیده ها که دلت را به وعده خوش کردند چه...