-
محمد حسین شهریار
جمعه 11 تیر 1395 15:17
شبست و چشم من و شمع اشکبارانند مگر به ماتم پروانه سوگوارانند چه می کند بدو چشم شب فراق تو ماه که این ستاره شماران ستاره بارانند مرا ز سبز خط و چشم مستش آید یاد در این بهار که بر سبزه میگسارانند به رنگ لعل تو ای گل پیاله های شراب چو لاله بر لب نوشین جویبارانند بغیر من که بهارم به باغ عارض تست جهانیان همه سرگرم...
-
خوب نیست
پنجشنبه 10 تیر 1395 23:27
حال من خوب است حال روزگارم خوب نیست حال خوبم را خودم باور ندارم خوب نیست آب و خاک و باد و آتش شرمسارم می کنند این که از یاران خوبم شرمسارم خوب نیست روز وشب را می شمارم ؛ کار آسانی ست ؛ حیف روز و شب را هرچه آسان می شمارم خوب نیست من که هست و نیستم خاک است ،خاکی مشربم اینکه می خواهند برخی خاکسارم خوب نیست ابرها در...
-
ولی از بی تو بودن بیشتر
پنجشنبه 10 تیر 1395 23:22
آه من از مرگ می ترسم ولی از بی تو بودن بیشتر هر دو ضربه می خوریم از اشتباه تو ولی من بیشتر رفتنت چیز عجیبی نیست تقدیر است آه,مثل اینکه از خیانت دیدن من دوست خوشحال است و دشمن بیشتر رفتی و قبل اش تمام حرف هایت را زدی,قلبم شکست درد دارد رفتن یک عشق اما دل شکستن بیشتر بغض دارم بغض,هر چند این مهم نیست,چرا که بعد تو روح...
-
هوشنگ ابتهاج
جمعه 4 تیر 1395 21:45
درین سرای بی کسی اگر سری در آمدی هزار کاروان دل ز هر دری در آمدی ز بس که بال زد دلم به سینه در هوای تو اگر دهان گشودمی کبوتری در آمدی سماع سرد بی غمان خمار ما نمی برد به سان شعله کاشکی قلندری در آمدی خوشا هوای آن حریف و آه آتشین او که هر نفس ز سینه اش سمندری در آمدی یکی نبود ازین میان که تیر بر هدف زند دریغ اگر کمان...
-
کفشی که همیشه پایت را می زند...
سهشنبه 1 تیر 1395 17:48
برای کفشی که همیشه پایت را می زند فرقی نمی کند تو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه هر مسیری را با او همقدم شوی باز هم دست آخر به تاول های پایت می رسی آدم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستند کفشی که همیشه پایت را می زند آدمی که همیشه آزارت می دهد هیچ وقت نخواهد فهمید تو چه دردی را تحمل کردی . تا با او همقدم باشی
-
اشعار حکیمانه صایب تبریزی
جمعه 28 خرداد 1395 16:22
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم . _________________________ ای گل شوخ که مغرور بهاران شدهای خبرت نیست که در پی چه خزانی داری . __________________________ دلم به پاکی دامان غنچه میلرزد که بلبلان همه مستند و باغبان تنها . __________________________ تیره روزان جهان را به چراغی دریاب تا...
-
شک دارم به بودنم ...
دوشنبه 10 خرداد 1395 15:41
آنقدر آرامم ، ک ه شک دارم به بودنم ! ترسم نه از طوفان ، از مرداب شدن روحی ست که هم قافیه ی پرواز ترانه می سازد !!! _____________________ چه سخاوتمند است پاییز که شکوه بلندترین شبش را عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد زمستانتان سفید و سلامت ________________ گر به دولت برسی مست نگردی ، مردی گـــر به ذلت برسی پست نگردی ،...
-
رودکی
دوشنبه 10 خرداد 1395 11:39
بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی ریگ آموی و درشتی راه او زیر پایم پرنیان آید همی آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ ما را تا میان آید همی ای بخارا! شاد باش و دیر زی میر زی تو شادمان آید همی میر ماه است و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی میر سرو است و بخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی آفرین و مدح سود آید همی...
-
سعدی
یکشنبه 9 خرداد 1395 14:42
سعدی ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می رود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گویی روانم...
-
سعدی
یکشنبه 9 خرداد 1395 14:36
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست طاقت بار فراق این همه ایامم نیست خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد سر مویی به غلط در همه اندامم نیست گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست به خدا و به سراپای تو کز دوستیت خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی به دو چشم تو که...
-
بازهم صبورم روزگار...
یکشنبه 9 خرداد 1395 14:24
ما که رقصیدیم به هر سازی زدی ای روزگار دل به تو بستیم و آخر دل شکستی روزگار خوب بودم پس چرا کاتب برایم غم نوشت؟ کی روا باشد جوابم با بدی ای روزگار فارغ التحصیل دانشگاه درد و غصه ام بهر شاگردت عجب سنگ تمامی روزگار گر برای دیگران مثل بهاران سبز سبز بهر من پاییزی و فصل خزانی روزگار می کنم دل خوش به هر چیزی حسودی می کنی...