-
مومنم کردی
دوشنبه 26 اردیبهشت 1401 15:42
شیر شد هر کس کنارت، خط بکش بر باورش سکه را این بار برگردان به روی دیگرش دور خود چرخید، در راه تو هر کس پا گذاشت دایره فرقی ندارد این سرش با آن سرش گاه در هر حالتی یک رنگ بودن خوب نیست مثل تقویمی که با تو زرد شد سر تا سرش حال تو چون حرکت تقویم سال شمسی است اولش با روی خوش می آیی اما آخرش قهر در اوج یکی بودن هم آری ممکن...
-
ازدحام
سهشنبه 20 اردیبهشت 1401 20:19
در دایره ی تاریک فنجان فال عکس فانوس ستاره و عطر اطلسی افتاده است شاید شروع نور نشانهیی از بازگشت نگاه گرم تو باشد باید به طراوت تقویم های کهنه سفر کنم تقویم ناب ترین ترانه ی نمناک قویم سبزترین سلام اول صبح تقویم دور دیدار بوسه و دست شاید در ازدحام روزها یا در انتهای همان کوچه ی شاد شمشادها شاعری دلشکار را ببینم که...
-
بهشت
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1401 13:13
دل شکستی که بهشتی به عطایش بدهی به بهشتت هوسی نیست دلم را مشکن "الهام ملک محمدی"
-
روز ها
شنبه 10 اردیبهشت 1401 19:06
بعضی روز ها هرگز فراموش نمیشوند! مثل روزی که دوستت داشتم... "افشین صالحی"
-
بدرقه
جمعه 9 اردیبهشت 1401 15:44
به بدرقه ایستادم چمدانی در دست تو بود ابرهایی در قلب من آرزو نوری
-
از ما مشوی دست
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 22:49
از ما مشوی دست، که ما بیتو شستهایم هم رو به آبِ دیده و هم دست از آبروی... قاضی نورالله ساوهای
-
آبرو
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 23:54
من هیچ جز آبرو ندارم دلواپس آبروی من باش از غلغله ی غبار برگرد ای آینه ی چهارسویم از حوزه ی عشق رو مگردان ته مانده ی قلب را نگه دار تو از سر حرف خویش بگذر من می گذرم از آبرویم... علیرضا آذر
-
تهران
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 23:39
تهران همیشه مسافر است با چمدانی در دست از این اتوبان .... به آن اتوبان "آرزو نوری"
-
انصافت کجاست
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 21:25
انصافت کجاست ؟ معلوم است که دلم را به " تو" میبازم . . . من دست خالی آمده ام و تو ، با اسلحه ی گرم نگاهت . . . . . #جبــار__فتـــاحـی__رستــا
-
خوشه های گندم
شنبه 3 اردیبهشت 1401 23:12
تمام مزرعه از خوشه های گندم پر و هیچ دست تمنا دریغ سنبله ها را درو نخواهد کرد دروگران همه پیش از درو درو شده اند حمید مصدق
-
دل خون شود و تو در میانش باشی
شنبه 27 فروردین 1401 23:43
نازار دلی را که تو جانش باشی معشوقه پیدا و نهانش باشی زان می ترسم که از دل آزردن تو دل خون شود و تو در میانش باشی. "ابوسعید ابوالخیر"