-
باز آ
دوشنبه 19 مهر 1395 16:45
بازآ که چون برگ خزانم رخ زردیست با یاد تو دم ساز دل من دم سردیست گر رو به تو آوردهام از روی نیازیست ور دردسری میدهمت از سر دردیست از راهروان سفر عشق درین دشت گلگونه سرشکیست اگر راهنوردى ست در عرصه اندیشه من با که توان گفت سرگشته چه فریادی و خونین چه نبردى ست غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد جز درد که دانست...
-
کز سنگ ناله خیزد
دوشنبه 19 مهر 1395 16:28
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران! کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران! هر کس شراب فرقت روزی چشیده باشد! داند که سخت باشد قطع امیدواران! با ساربان بگوئید احوال آب چشمم! تا بر شتر نبندد محمل به روز باران! بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت! گریان چو در قیامت چشم گناهکاران! ای صبح شب نشینان جانم بطاقت آمد! از بسکه دیر ماندی چون...
-
خوش آمدید
یکشنبه 18 مهر 1395 16:45
-
زال زمستان
یکشنبه 18 مهر 1395 16:34
زال زمستان گریخت از دم بهمن آمد اسفند مه به فر تهمتن خور به فلک تاخت همچو رای پشوتن آتش زردشت دی فسرد به گلشن سبزه چو گشتاسب خیمه زد به گلستان قائد نوروز چتر آینهگون زد ماه سفندارمذ طلایه برون زد ساری منقار و ساق پای به خون زد هدهد بر فرق تاج بوقلمون زد زاغ برون برد فرش تیره ز بستان
-
آواز چگور
یکشنبه 18 مهر 1395 15:46
وقتی که شب هنگام گامی چند دور از من نزدیک دیواری که بر آن تکیه میزد بیشتر شبها با خاطر خود مینشست و ساز میزد مرد و موجهای زیر و اوج نغمههای او چون مشتی افسون در فضای شب رها میشد من خوب میدیدم گروهی خسته از ارواح تبعیدی در تیرگی آرام از سویی به سویی راه میرفتند احوالشان از خستگی میگفت، اما هیچ یک چیزی...
-
شور دریا
یکشنبه 18 مهر 1395 15:26
آشفته دلان را هوس خواب نباشد شوری که به دریاست به مرداب نباشد هرگز مژه برهم ننهد عاشق صادق آن را که به دل عشق بود خواب نباشد در پیش قدت کیست که از پا ننشیند یا زلف تو را بیند و بیتاب نباشد؟! چشمان تو در آینۀ اشک چه زیباست نرگس شود افسرده چو در آب نباشد گفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفت آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد
-
دست از دهن بردارم
شنبه 17 مهر 1395 15:20
تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم آهسته ز فرقت تو فریاد کنم وقت است که دست از دهن بردارم از دست غمت هزار بیداد کنم
-
ماه را روی زمین دیده ام
سهشنبه 13 مهر 1395 14:40
چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیست هیچ کس این همه اندازه ی من تنها نیست بی تو این خانه چه سلول بزرگی شده است که دگر روشنی از پنجره اش پیدا نیست مرگ؛ آن قسمت دوری که به ما نزدیک است عشق؛ این فرصت نزدیک که دور از ما نیست چشم در چشم من انداخته ای می دانی چهره ای مثل تو در آینه ها زیبا نیست هیچ دیوانه ای آن قدر که من...
-
از دل و از جان نرود
شنبه 10 مهر 1395 17:20
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود، از دل و از جان نرود. #حافظ
-
بار دگر نه
جمعه 9 مهر 1395 22:46
من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه تیرم به خطا میرود اما به هدر نه! دلخونشده وصلم و لبهای تو سرخ است سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه با هرکه توانسته کنار آمده دنیا با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه! بدخلقم و بدعهد، زبانبازم و مغرور پشت سر من حرف زیاد است! مگرنه؟ یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر، بار دگر،...
-
آفتاب گردان ها
پنجشنبه 8 مهر 1395 16:55
تو را پلک بر هم زدنی کافیست تا تمام آفتاب گردان ها تا مسافران خسته ی در خواب بر برکه چون برگ های سرخ با باد دور و دورتر شوند نه دختر نه تمام آفتاب گردان ها به تو تنها به تو لبخند می زنند /کیکاووس یاکیده/