-
شکوه به ماه کردن
یکشنبه 25 مهر 1395 15:31
شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردن است لوح خدانمایی و...
-
پریشانی
شنبه 24 مهر 1395 16:53
از این همه پریشانی دلگیر که نه! خستهام... پریشانی تنها به موهای تو میآید نه قلب من...
-
پرواز
جمعه 23 مهر 1395 13:47
به پرواز شک کرده بودم به هنگامی که شانه هایم از توان سنگین بال خمیده بود... شاملو
-
خاموشی سرد
جمعه 23 مهر 1395 13:32
چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست درین آشفته اندوه نگاهم تو را می خواهم ای چشم فسون بار که می سوزی نهان از دیرگاهم چه می خواهی ازین خاموشی سرد ؟ زبان بگشا که می لرزد امیدم نگاه بی قرارم بر لب توست که می بخشی به شادی های نویدم دلم تنگ است و چشم حسرتم باز چراغی در شب تارم برافروز به جان آمد دل از ناز نگاهت فرو ریز این...
-
اشعار کوتاه صائب تبریزی
پنجشنبه 22 مهر 1395 12:41
از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق ابروی قبــله را خبری از اشاره نیست ________________________ عیش امروز علاج غــــــــم فردا نکند مستی شب ندهد سود به خمیازه صبح _________________________ ماه مصرم، در حجاب چـــــاه کنعان ماندهام شمع خورشیدم، نهان در زیر دامان ماندهام از عزیزان هیـــــچکس خوابــی برای من ندید گر چه...
-
ایزد بخشاینده
پنجشنبه 22 مهر 1395 00:02
خدایا جهان پادشاهی تو راست ز ما خدمت آید خدائی تو راست پناه بلندی و پستی توئی همه نیستند آنچه هستی توئی همه آفریدست بالا و پست توئی آفرینندهٔ هر چه هست توئی برترین دانشآموز پاک ز دانش قلم رانده بر لوح خاک چو شد حجتت بر خدائی درست خرد داد بر تو گدائی نخست خرد را تو روشن بصر کردهای چراغ هدایت تو بر کردهای توئی کاسمان...
-
بی آب نیستم
چهارشنبه 21 مهر 1395 23:43
ما را نمانده است دگر وقت گفتگو تا درد خویش با تو بگوییم مو به مو از خار،گرچه گرد حرم پاک کرده ای تا شام و کوفه راه درازی است پیش رو... خون گوشواره ها زده بر گوشهایمان صد بغض مانده جای گلوبند در گلو تنها گذاشتیم تنت را و می رویم اما سر تو همسفر ماست کو به کو بی تاب نیستیم...خداحافظت پدر! بی آب نیستیم ...خداحافظت عمو!
-
جوانی
چهارشنبه 21 مهر 1395 14:08
تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانـی را به قطع رشته جان عهد بستم بارها با خود به من آموخت گیتی، سست عهدی،سخت جانی را بجوید عمر جاویدان هر آنکو همچو من بیند به یک شام فـراق،اندوه عمـر جاودانی را کی آگه می شود از روزگار تلخ ناکامـان کسی کو گسترد هر شب،بساط کامرانی را حبیب یغمایی
-
خدا
چهارشنبه 21 مهر 1395 00:47
راهی به خدا دارد خلوتـگه تنـهایی آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی هر جا که سری بردم در پــرده تو را دیدم تو پرده نشینی و من هـرزه ی هر جایی بیدار تو تا بـــــودم رویای تو می دیدم بیدار کن از خوابم ای شاهد رویایی از چشم تو می خیزد هنگامه ی سر مستی وز زلف تو می زایـد انگیزه ی شیدایی هر نقش نگارینــت چــون منظره ی...
-
شورش طوفان
سهشنبه 20 مهر 1395 19:58
عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟ موج دریا دیده را از شورش طوفان چه باک ؟ کشتی بی ناخدا رابادبان لطف خداست موج ازخود رفته را ز بحر بی پایان چه باک ؟ سد راه عشق نتواند شدن تدبیر عقل سیل بی زنهار رااز تنگی میدان چه باک ؟ نیست وحشت ازغبار تن دل آگاه را پرتو خورشید را از خانه ویران چه باک ؟ نیست درکنعان زیوسف دور بوی...
-
آنگاه پس از تندر
سهشنبه 20 مهر 1395 15:28
نمیدانی چه شبهایی سحر کردم بی آنکه یکدم مهربان باشند با هم پلکهای من در خلوت خواب گوارایی و آن گاهگه شبها که خوابم برد هرگز نشد کاید به سویم هالهای یا نیم تاجی گل از روشنا گلگشت رؤیایی در خوابهای من این آبهای اهلی وحشت تا چشم بیند کاروان هول و هذیانست این کیست؟ گرگی محتضر، زخمیاش بر گردن با زخمههای دم به دم...