-
نوبت عمر
یکشنبه 7 شهریور 1400 17:07
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامدهست و روزی که گذشت "خیام"
-
آبی تر
پنجشنبه 28 مرداد 1400 18:53
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم! ما آمده بودیم تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم! یک جرات پیدا شدن و شعر چکیدن بس بود که با آن غزل آهنگ بمیریم! تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواسته دل تنگ بمیریم! فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد در غیرت ما نیست که از سنگ بمیریم…...
-
تنها تر از مسیح
چهارشنبه 27 مرداد 1400 12:50
گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود تنهاتر از مسیح، کسی بر صلیب بود سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود! مولا نوشته بود: بیاای حبیب ما تنها همین، چقدر پیامش غریب بود مولا نوشته بود: بیا، دیر میشود آخر حبیب را ز شهادت نصیب بود مکتوب میرسید فراوان، ولی دریغ خطش تمام، کوفی و مهرش فریب بود...
-
لاله های واژگون
یکشنبه 24 مرداد 1400 14:16
دمی ازخاک با شوق تجلی سر بر آوردن نمی ارزد به عمری خاک عالم بر سر آوردن من از شرمندگی چون لاله های واژگون عمری ست به سوی آسمانم نیست روی سر برآوردن کسی باور نخواهد کرد اعجاز تو را ای عشق برای خودپرستان تا به کی پیغمبر آوردن تو خضر واقف از غیبی و من موسای بی صبرم چه دشوار است از کار تو ای دل سر در آوردن بپرسید از...
-
پشت همین پنجره ها
پنجشنبه 21 مرداد 1400 23:10
نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست بی گمان در دل من جای کسی هست که نیست غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها شاعری محو تماشای کسی هست که نیست در خیالم وسط شعر کسی هست که هست شعر آبستن رویای کسی هست که نیست کوچه در کوچه به دستان توعادت میکرد شهری ازخاطره منهای کسی هست که نیست مثل هر روز نشستم سرمیزی که فقط خستگی های منو چای...
-
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم
پنجشنبه 21 مرداد 1400 10:12
-
جنگل ستاره ها
پنجشنبه 21 مرداد 1400 10:02
هزار سال میان جنگل ستاره ها پی تو گشتهام ستارهای نگفت کزاین سرای بی کسی، کسی صدات میکند؟ هنوز دیر نیست هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست عزیز همزبان تو در کدام کهکشان نشستهای؟ "هوشنگ ابتهاج"
-
کو رفیق راز داری؟کو دل پر طاقتی؟
چهارشنبه 6 مرداد 1400 02:46
گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق رازداری! کو دل پرطاقتی؟ شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد غنچهای در باد پرپر شد ولی کو غیرتی؟ گریه میکردم که زاهد در قنوتم خیره ماند دورباد از خرمن ایمان عاشق آفتی روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت کاش...
-
می خواهی دلتنگت نباشم
چهارشنبه 30 تیر 1400 16:14
می خواهی دلتنگت نباشم انگار که بخواهی، شیروانیهایِ "رشت" خیس نباشند. انگار که بخواهی زمستانهایِ "الموت" سرد انگار که بخواهی پاییزهای روستای چنار "کاشان" زرد. دنیا اما کاری به خواستنِ هیچکس ندارد. من هم سالهاست می خواهم کنارم باشی. "لیلا کردبچه"
-
لادن اتفاقی نیست
سهشنبه 29 تیر 1400 22:29
-
آبی
سهشنبه 29 تیر 1400 20:31
آسمان و هر چه آبیِ دیگر اگر چشمان تو نیست رنگ هدر رفته است بر بوم روزهای حرام شده چه رنگها که هدر رفتند و تو نشدند. "عباس صفاری"