-
من به نومیدی خود معتادم
شنبه 3 خرداد 1404 00:54
در شب کوچک من ، افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟ من غریبانه به این خوشبختی می نگرم من به نومیدی خود معتادم فروغ فرخزاد
-
زنی از دوران پارینه سنگی
شنبه 3 خرداد 1404 00:33
در من زنیست از دورانِ پارینهسنگى که مردش هنوز از شکار برنگشته است در دلم گلّه گلّه گوزنِ شمالى رم کردهاند افسانه توکلی
-
کلید
پنجشنبه 1 خرداد 1404 23:46
کلیدی زنگ زده ام بر درب خانه ای قدیمی سالها خیره به روبرو نه کسی می آید نه می رود تنهایی ام ترک برداشته پس دست هایت کو؟... #دنیا_غلامی وبلاگ شخصی شاعر: . www.bloodorange94.blogfa.com
-
یا رب مباد کز پا جانان من بیوفتد
پنجشنبه 1 خرداد 1404 13:29
رب مباد کز پا جانان من بیفتد درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست درد آن بود که از پا درمان من بیفتد یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد از گوهر مرادم چشم امید بسته است این اشک نیست کاندر...
-
یک شاعر مرد
سهشنبه 30 اردیبهشت 1404 13:50
این عصر که عصر ظلمت و بیداد است شاعر همهی رسالتش فریاد است یک شاعر مرد میشناسم آن هم بی هیچ سخن، فروغ فرخزاد است جلیل صفر بیگی
-
شانه های تو
دوشنبه 29 اردیبهشت 1404 23:57
شانههای تو ... همچو صخرههای سخت و پر غرور موج گیسوان من در این نشیب سینه میکشد چو آبشار نور شانههای تو... در خروش آفتاب داغ پرشکوه زیر دانههای گرم و روشن عرق برق میزند چو قلههای کوه شانههای تو ... قبلهگاه دیدگان پرنیاز من شانههای تو، مُهر سنگی نماز من! "فروغ فرخزاد"
-
چتری برای پروانه ها
یکشنبه 28 اردیبهشت 1404 10:21
من می روم با دست هایت چتری برای پروانه ها بسازم دیگر چه می شود که نام گل های باغچه را به خاطر نیاورم؟ یا اصلا ندانم که کدام شاعر شب تاب قافیه ها را از قاب غمگین پنجره پر داد؟ من که خوب می دانم بادبادک بی تاب تمام ترانه ها همیشه پر پشت بام خلوت خاطره های تو می افتد دیگر چه فرق می کند که بدانم باد از کدام طرف می وزد....
-
غمخانه
شنبه 27 اردیبهشت 1404 11:47
از غمم می گفتم و غمخانه آتش میگرفت اشک خون میشد دل دیوانه آتش میگرفت از خودم میگفتم و عالم به حالم میگریست آشنا که جای خود بیگانه آتش میگرفت عشق در قلب منِ آسیمه هیزم میخرید بند بند این دلِ دیوانه آتش میگرفت در شب خمخانه از دردی کهن دم میزدم مِی هراسان میشد و پیمانه آتش میگرفت هق هقی میکردم و از ابر دریا...
-
خط خوردگی
جمعه 26 اردیبهشت 1404 23:33
لابد دوستت دارم هنوز که هنوز فکر میکنم از هزار و صد نسخهی این شعر یک نسخه را تو به خانه میبری و تو تنها تو میفهمی چند جای این شعر ، خط خورده است. "لیلا کردبچه"
-
موبایل
جمعه 26 اردیبهشت 1404 00:55
صـدایی کــه از جیب پــالتــوی مــن مــی آیــد، از آن هیــچ مــوبــایل نداشتـه ای نیســت! دستان نیمــه آهنــی من اســت کــه دارد از فـرط بــی کســی، زنــگ می زنــد . . . هومن شریفی
-
عروسک کوکی
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 22:14
مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی نمیکند بیش از اینها، آه، آری بیش از اینها میتوان خاموش ماند میتوان ساعات طولانی با نگاهی چون نگاه مردگان، ثابت خیره شد در دود یک سیگار خیره شد در شکل یک فنجان در گلی بیرنگ، بر قالی در خطی موهوم، بر دیوار میتوان با پنجههای خشک پرده را یکسو کشید و دید در میان کوچه باران تند میبارد کودکی...