-
شعر محال
چهارشنبه 11 بهمن 1396 21:27
و تو آن شعر محالی که هنوز با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام چشم بگشای و مرا باز صدا کن " ای عشق" که من از لهجه ی چشمان تو شاعر بشوم و تو را سطر به سطر و تو را بیت به بیت و تو را عشق به عشق ... شاید این بار تو را پیش تو با مرگ خود آغاز کنم ... "حمید مصدق"
-
چمدان
چهارشنبه 11 بهمن 1396 21:06
از چمدانت بیش از خودت گلایه دارم آنقدر بزرگ بود که همه روز های خوبم را بردی آنقدر کوچک بود که همه خاطراتت را جا گذاشتی... "پدرام مسافری"
-
حقیقت
یکشنبه 8 بهمن 1396 14:43
مرا با حقیقت بیازار اما هرگز با دروغ آرامم نکن! "رومن رولان"
-
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
سهشنبه 3 بهمن 1396 00:25
بازآ که چون برگ خزانم رخ زردیست با یاد تو دم ساز دل من دم سردیست گر رو به تو آوردهام از روی نیازیست ور دردسری میدهمت از سر دردیست از راهروان سفر عشق درین دشت گلگونه سرشکیست اگر راهنوردى ست در عرصه اندیشه من با که توان گفت سرگشته چه فریادی و خونین چه نبردى ست غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد جز درد که دانست...
-
کلاغ ها
شنبه 30 دی 1396 19:53
از رسیدن آخرین قاصدک ماه ها می گذرد این بار که جلوی پنجره بایستم در انتظار کلاغ ها خواهم بود. "حسین غلامی خواه"
-
دفتر تنهایی
شنبه 30 دی 1396 19:40
دفتر عمر مرا با وجود تو شکوهی دیگر رونقی دیگر هست می توانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را می بخشی. من به بی سامانی، باد را می مانم من به سرگردانی، ابر را می مانم من به آراسته گی خندیدم منه ژولیده به آراسته گی خندیدم سنگ طفلی اما خواب نوشین کبوتر ها را در لانه می آشفت قصه ی بی سر و سامانی من باد با برگ...
-
مژده وصل
جمعه 29 دی 1396 17:49
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسم و از دام جهان برخیزم به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم یا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم بر سر تربت من با می و مطرب بنشین تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات کز سر جان و جهان دست...
-
کی میرسند خانه پرستان خوابگرد
جمعه 22 دی 1396 15:03
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد خون میرود نهفته از این زخم اندرون ماندم خموش و آه، که فریاد داشت درد این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت داغ محبت تو به دلها نگشت سرد من برنخیزم از سر راه وفای تو از هستیام اگرچه برانگیختند گرد روزی که جان فدا کنمت، باورت شود دردا که جز به مرگ،...
-
صبر
جمعه 22 دی 1396 15:00
-
شهری ز غمت بیدارند
جمعه 22 دی 1396 14:57
پیش رویت دگران صورت بر دیوارند نه چنین صورت و معنی که تو داری دارند عجب از چشم تو دارم که شبانش تا روز خواب میگیرد و شهری ز غمت بیدارند "سعدی"
-
مصرع پیچیده
یکشنبه 17 دی 1396 17:25
صورتت شعر است و هر یک تار زلفت مصرعی شعر را یک مصرع پیچیده زیبا می کند... | ماشالله دهدشتی |