ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
مثل درختی
که به سوی آفتاب قد میکشد
همه وجودم دستی شده است
و همه دستم خواهشی:
خواهش تو
چه بی تابانه میخواهمت!
احمد شاملو
در زد کسی، انگار که مهمان داریم
در سفره گرسنگی فراوان داریم
امروز پدر ابرِ زیادی آورد
مانند همیشه شام باران داریم
جلیل صفربیگی
مگذار دیگران نام تو را بدانند …
همین زلال بیکران چشمانت
برای پچ پچ هزار ساله آنان کافیست!
احمد شاملو
دلم یک ترانه ی غمگینِ خارجی می خواهد
با زبانی که نمی فهمم چیست
می خواهم به دردی که نمی دانم چیست
زار زار گریه کنم.
"بهرنگ قاسمی"
یارب تو مرا به نفس طناز مده
با هر چه به جز تست مرا ساز مده
من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش
من آن توام مرا به من باز مده
مولانا
رفتنت
آن قدر ها که فکر میکنی
فاجعه نیست
من مثل بید های مجنون
ایستاده میمیرم...
نزار قبانی
هر بار که ترانه ای برایت سرودم
قومم بر من تاختند
که چرا برای میهن شعر نمی سرایی؟
و آیا زن
چیزی به جز وطن است؟
نزار قبانی
از کوزه گری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شده ام کوزۀ هر خمّاری
خیام
گاهی ستاره ای
خودش را به زمین می اندازد
نهنگی به ساحل
پلنگی به دره
و من...
به راهی که از آن رفته ای.
وحید عمرانی
بر دیدهام مخواب که گوریست جای چشم
در آن نگاههای مرا خاک کردهاند
هر گه که طرح عشق کشیدم به گونهای
با زهر کینه طرح مرا پاک کردهاند
((نصرت رحمانی))
خواب دید
لباس عروسی مادرش
آتش گرفته است
به عقد مردی درآمد
که از شعر خوشش نمیآمد...
دنیا غلامی
من چیزی از عشق مان
به کسی نگفتهام!
آن ها تو را هنگامی که
در اشک های چشمم
تن می شسته ای دیده اند
نزار قبانی