رد پای شعر

رد پای شعر

پشت هر غصه من رد پایی از تو هست
رد پای شعر

رد پای شعر

پشت هر غصه من رد پایی از تو هست

شرابی مگر


مرا مست کردی ، شرابی مگر ؟
گرفتی مرا ، شعر نابی مگر ؟

گرفتم سراغ تو را از نسیم
گل نو رس من ، گلابی مگر ؟

به سوی تو می آیم اما دریغ
مرا می فریبی ، سرابی مگر ؟

رهاندی مرا از غم تشنگی
چه سبزم به یاد تو ، آبی مگر ؟

ز برق نگاهت چنان برف کوه
دلم آب شد ، آفتابی مگر ؟

به جان من خسته آرامشی
دل آسوده ام با تو ، خوابی مگر ؟

غم بی تو بودن ، مرا پیر کرد
مشو دور از من ، شبابی مگر ؟


حسین منزوی

شبی شاید رها کردم



شبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را

کسی اینجا نمی فهمد من و حالِ خرابم را


اگر چه سخت بیزارم ازاین تقدیرِ سَرخورده

ولی میگیرم از دنیا همه حق و حسابم را


شدم مأیوس باظلمی که ازاطرافیان دیدم

همان هایی که میدیدندغَمِ پشتِ نقابم را


چراسهم من ازدنیا عذاب و دل شکستن شد!؟

کسی می داند آیا این سوالِ بی جوابم را!؟


میان عقل و احساسم همیشه دل موفق شد...

به شدّت می دهم دائم تقاصِ انتخابم را


هجوم واژه ها در ذهن و دستی بر قلم دارم

«که تسکین می دهد داروی شعرم اضطرابم را»



⚜#الهام_رازقی⚜


مرگ آرام


ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻣﺮﮒ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ



عشق از آغاز ناتنی بوده است

عهد از اول شکستنی بوده است



مثلِ دانستن چرا مردن

مثلِ از روی عمد سُر خوردن



مثلِ یک کارِ بد که باید کرد

کوچه را یک قدم عقب برگرد...



 علیرضا آذر


مثل بید های مجنون


رفتنت

آن قدر ها که فکر می‌کنی

فاجعه نیست

من مثل بید های مجنون

ایستاده می‌میرم...


نزار قبانی

زن


هر بار که ترانه ای برایت سرودم

قومم بر من تاختند

که چرا برای میهن شعر نمی سرایی؟

و آیا زن

چیزی به جز وطن است؟


نزار قبانی

بادبادک جوان

هزار بار گفتم

با این باد های هرزه نپر

به انها نخ نده

حالا

بالای آن دکل

با سیم های لخت فشار قوی

دست و پنجه نرم کن

- باد بادک جوان-


سعید بیابانکی

من به لبخند پر از صبحِ تو، ایمان دارم

 

از چراغانیِ چشمان تو من جان دارم

بی‌ تو یک نسبت نزدیک به باران دارم


روشنم از تو و آن منحنیِ لب هایت

من به لبخند پر از صبحِ تو، ایمان دارم


"معصومه صابر"