-
کوزه گر
پنجشنبه 23 شهریور 1396 11:13
در کارگه کوزه گری بودم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش هر یک به زبان حال با من گفتند کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش. خیام
-
قفل کهنه
چهارشنبه 22 شهریور 1396 13:07
با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت با هر چه رود راه تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دست های روشن تو می توان گشود محمدرضا عبدالملکیان
-
مه زیبا
سهشنبه 21 شهریور 1396 19:00
حال ما بیآن مه زیبا مپرس آنچه رفت از عشق او بر ما مپرس گوهر اشکم نگر از رشک عشق وز صفا و موج آن دریا مپرس. "مولانا"
-
گل کاغذی
سهشنبه 21 شهریور 1396 13:12
چه شب بدی است امشب، که ستاره سو ندارد گل کاغذی است شب بو، که بهار و بو ندارد چه شده است ماه ما را، که خلاف آن شب، امشب ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟ به هوای مهربانی، ز تو کرده روی و هرگز به عتاب و مهربانی، دلم از تو خبر ندارد ز کرشمه ی زلالت، ره منزلی نشان ده به کسی که بی تو راهی، سوی هیچ سو ندارد دل من اگر تو...
-
کشتی شکسته
یکشنبه 19 شهریور 1396 17:52
کاری به کار عقل ندارم به قول عشق کشتی شکسته را چه نیازی به ناخدا گیرم که شرط عقل به جز احتیاط نیست ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟
-
شاپرک
یکشنبه 19 شهریور 1396 17:34
گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد، نم نمک "شاپرکی"خوشگل و زیبا بشوی... گاهی انگارضروری ست بِگندی درخود ، تا مبدل به"شرابی"خوش و گیرا بشوی...! گاهی ازحمله ی یک گربه،قفس میشکند تا تو پرواز کنی،راهی صحرا بشوی...
-
کاش هنگام دعا لب ز میان بر می خواست
یکشنبه 19 شهریور 1396 17:00
کاش در خلوتم امشب تو فقط بودی و من آگه از این دلِ پر تب تو فقط بودی و من کاش حتی دو مَلَک را ز بَرَم می بردی در حرم خانه ام امشب تو فقط بودی و من کاش هنگام دعا لب ز میان برمی خاست بی میانجیگری لب تو فقط بودی و من واژه در مطلب دل واسطه خوبی نیست کاش بی واژه و مطلب تو فقط بودی و من واژه نامحرم و دل هرزه و لب بیگانه است...
-
جمعه ها
شنبه 18 شهریور 1396 18:07
قرار نیست تمام جمعه ها به رسم همیشه تو کسل باشی و من بی قرار.. بیا امروز جمعه را غافلگیر کنیم! من صدایت میزنم تو دلتنگم شو باز هم بگو: جانِ دلم..
-
اگر به دریا نمیزدی
جمعه 17 شهریور 1396 15:31
گر عقل پشت حرف دل اما نمی گذاشت تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست می شد گذشت، وسوسه اما نمی گذاشت اینقدر اگر معطل پرسش نمی شدم شاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشت دنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کم چون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشت شاید اگر تو نیز به دریا نمی زدی هرگز به این جزیره کسی پا نمی...
-
هرگز
پنجشنبه 16 شهریور 1396 11:44
من تمنا کردم که تو با من باشی تو به من گفتی هرگز-هرگز پاسخی سخت و درشت و مرا غصه ی این هرگزِ تو خواهد کشت! حمید مصدق
-
چه گویمت
پنجشنبه 16 شهریور 1396 11:32
چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی چو جان، نهان شده در جسم پر ملال منی چنین که میگذری تلخ بر من، از سر قهر گمان برم که غمانگیز ماه و سال من خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی سیمین بهبهانی